پرایس اکشن در ارز دیجیتال چیست؟

امیرحسین شریفی
پرایس اکشن در ارز دیجیتال چیست؟

بازار ارزهای دیجیتال به دلیل نوسانات بالا، فرصت‌های معاملاتی متعددی را در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهد. یکی از محبوب‌ترین و کاربردی‌ترین روش‌های تحلیل این بازار، پرایس اکشن در ارز دیجیتال است. پرایس اکشن به زبان ساده یعنی تحلیل رفتار قیمت بدون وابستگی به اندیکاتورها و سایر ابزارهای پیچیده تحلیل تکنیکال و تمرکز مستقیم بر حرکات قیمت روی نمودار کندل استیک ارزهای دیجیتال.

در این مطلب به‌صورت کامل بررسی می‌کنیم که پرایس اکشن ارز دیجیتال چیست، چرا اهمیت دارد، چه ابزارها و استراتژی‌هایی برای معامله در اختیار تریدرها می‌گذارد و چگونه می‌توان با استفاده از آن در بازار کریپتو معامله کرد.

پرایس اکشن در ارز دیجیتال چیست؟

پرایس اکشن در ارز دیجیتال روشی برای تحلیل بازار است که فقط روی حرکت قیمت، ساختار نمودار و رفتار خریداران و فروشندگان تمرکز دارد. در این سبک تحلیل، معامله‌گر به‌جای استفاده از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال مانند RSI یا MACD، نمودار قیمت ارز دیجیتال رصد می‌کند تا نقاط مناسب برای ورود و خروج معاملات را بیابد.

مثال ساده از مفهوم پرایس اکشن در ارز دیجیتال

جلوتر درباره ابزارها و استراتژی‌های پرایس اکشن در ارز دیجیتال بیشتر توضیح می‌دهیم؛ اما بد نیست در اینجا برای روشن شدن مفهوم پرایس اکشن دو مثال ساده و کاربردی را مرور کنیم.

فرض کنید بیت کوین چند بار در با نزدیک شدن به محدوده قیمت 80 هزار دلار متوقف شده و از ادامه روند صعودی باز بماند. پرایس اکشن با در نظر گرفتن این واقعیت، محدوده قیمت 80 هزار دلار را به‌عنوان سطح مقاومت برای بیت کوین در نظر می‌گیرد که فروشندگان در آن فعال می‌شوند.

پرایس اکشن همواره با نمودار کندل استیک گره خورده است. تصور کنید با رسیدن به محدوده قیمت 80 هزار دلار، یک کندل با شدوی بالایی بلند روی نمودار تشکیل شود. این کندل از نظر تحلیل‌گران پرایش اکشن نشانه‌ای از رد شدن قیمت‌های بالاتر از 80 هزار دلار است که به‌دلیل غلبه فروشندگان بر خریداران رخ می‌دهد. این نوع کندل یک الگوی پرایس اکشن است.  

پرایس اکشن چیست

اهمیت پرایس اکشن در ارز دیجیتال

پرایس اکشن در ارز دیجیتال از هر بازار مالی دیگری مهم‌تر است؛ چراکه این بازار 24 ساعته و بدون تعطیلی فعالیت دارد و به‌شدت تخت تأثیر احساسات جمعی و اخبار قرار می‌گیرد. معمولا نوسانات قیمت بازار رمزارزها را نمی‌توان در سایر بازارهای مالی مشاهده کرد. این موضوع باعث می‌شود واکنش قیمت ارزهای دیجیتال آنقدر سریع باشد که در بسیاری از مواقع، اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال اطلاعات دقیق در زمان مناسب ارائه ندهند. به‌همین دلیل استفاده از استراتژی پرایس اکشن به‌خصوص برای ترید در کوتاه مدت (مانند اسکالپ، ترید روزانه و سوئینگ تریدینگ) کارآمد است.

روی‌هم‌رفته، اهمیت پرایس اکشن در ارز دیجیتال را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

  • درک رفتار خریداران و فروشندگان
  • مناسب برای تحلیل سریع در شرایط تشدید نوسان قیمت ارزهای دیجیتال
  • عدم وابستگی به اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال
  • قابل استفاده در تمام تایم فریم‌ها
  • قابل ترکیب با ابزارهای مدیریت سرمایه
  • سازگار با منطق روانشناسی بازار

ابزارهای استراتژی پرایس اکشن در ارز دیجیتال

در هر استراتژی پرایس اکشن معمولاً از ابزارهای زیر استفاده می‌شود:

  • کندل‌استیک  (Candlestick)
  • سطوح حمایت و مقاومت (Support and Resistance)
  • خطوط روند  (Trend Lines)
  • کانال‌های قیمت (Price Channel)
  • نواحی عرضه و تقاضا  (Supply & Demand)
  • حجم معاملات  (Trading Volume)
  • الگوهای پرایس اکشن (Price Action Patterns)

در ادامه هر یک از ابزارهای استراتژی پرایس اکشن را معرفی می‌کنیم.

کندل استیک  (Candlestick)

بدون تردید، کندل استیک مهم‌ترین ابزار در تحلیل پرایس اکشن است. هر کندل در نمودار نشان می‌دهد که قیمت در یک بازه زمانی مشخص چه رفتاری داشته است. یک کندل از چهار بخش اصلی تشکیل می‌شود:

  • قیمت باز شدن (Open)
  • قیمت بسته شدن (Close)
  • بالاترین قیمت (High)
  • پایین‌ترین قیمت (Low)

بدنه کندل فاصله بین قیمت باز و بسته شدن را نشان می‌دهد و سایه‌ها (شدوها) نشان‌دهنده بیشترین و کمترین قیمت در آن بازه هستند. معامله‌گران با بررسی شکل کندل‌ها و ترکیب آن‌ها با یکدیگر می‌توانند الگوهای پرایس اکشن را شناسایی کنند. این کار به پیش‌بینی رفتار قیمت ارزهای دیجیتال در آینده کمک می‌کند.

کندل استیک

سطوح حمایت و مقاومت (Support and Resistance)

سطوح حمایت و مقاومت ابزار مشترک تحلیل تکنیکال و پرایس اکشن هستند. این سطوح مناطقی از نمودار را مشخص می‌کنند که قیمت در گذشته چند بار به آن‌ها واکنش نشان داده است. معمولا نقاط برخورد نمودار با سطوح حمایت و مقاومت برای تصمیم‌گیری در خصوص ورود یا خروج از معاملات حساسیت بالایی دارند.

خطوط روند  (Trend Lines)

خط روند ابزاری ساده اما بسیار کاربردی در استراتژی پرایس اکشن است که جهت کلی حرکت بازار را نشان می‌دهد. خط روند با اتصال چند کف قیمتی در روند صعودی یا چند سقف قیمتی در روند نزولی رسم می‌شود. اهمیت خط روند در تحلیل پرایس اکشن مشابه سطوح حمایت و مقاومت است.

کانال‌های قیمت (Price Channel)

کانال قیمت ریشه در خطوط روند دارد. وقتی نمودار بین دو خط روند موازی حرکت می‌کند، اصطلاحا یک کانال قیمت ایجاد می‌شود. کانال‌ها به معامله‌گران کمک می‌کنند تا محدوده حرکت قیمت را بهتر درک کنند. خرید در کف کانال و فروش در سقف کانال یک استراتژی پرایس اکشن کاربردی در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهد.

نواحی عرضه و تقاضا  (Supply & Demand)

پرایس اکشن در ارز دیجیتال نسبت به شرایط عرضه و تقاضا حساسیت دارد. در نمودار قیمت ارزهای دیجیتال مناطقی وجود دارند که عدم تعادل بین عرضه و تقاضا اتفاق می‌افتد. در این مناطق، کفه ترازو به‌شکل ملموس به‌سمت خریداران و فروشندگان در بازار سنگینی می‌کند. این نواحی از نظر استراتژی پرایس اکشن فرصت معامله به‌شمار می‌روند.

حجم معاملات  (Volume)

حجم معاملات نشان می‌دهد چه مقدار ارز دیجیتال در بازه زمانی مشخص معامله شده است. این ابزار کمک می‌کند قدرت حرکت قیمت بهتر درک شود. در استراتژی‌های پرایس اکشن، کاربرد اصلی حجم معاملات تأیید سیگنال‌های معاملاتی است و معامله‌گران از این ابزار برای کاهش خطای تصمیم‌گیری خود بهره می‌گیرند.

الگوهای پرایس اکشن (Price Action Patterns)

آشنایی با الگوهای پرایس اکشن شرط لازم برای موفقیت در به‌کارگیری این سبک تحلیل است. الگوهای پرایس اکشن مجموعه‌ای از الگوهای کندلی و ساختاری هستند که معامله‌گران برای پیش‌بینی حرکت آینده قیمت از آن‌ها استفاده می‌کنند. تعدادی از مهم‌ترین الگوهای پرایس اکشن عبارت‌اند از:

  • پین بار  (Pin Bar)
  • اینگالف  (Engulf)
  • دوجی  (Doji)
  • اینساید بار  (Inside Bar)

این الگوها معمولاً در نقاط مهمی مثل حمایت، مقاومت، خط روند یا نواحی عرضه و تقاضا شکل می‌گیرند. زمانی که یک الگوی پرایس اکشن در چنین نقاطی دیده شود، می‌تواند سیگنال قدرتمندی برای ورود به معامله باشد. الگوهای پرایس اکشن ممکن است از یک یا ترکیب چند کندل روی نمودار قیمت تشکیل شوند.

الگوی پین بار

مزایا و معایب استفاده از پرایس اکشن در ارز دیجیتال

استفاده از پرایس اکشن در ارز دیجیتال مزایا و معایب خاص خود را دارد. به‌عبارت دیگر، نباید تصور کنید با استفاده از الگوهای پرایس اکشن می‌توانید همواره تصمیم درست را در معاملات خود بگیرید. بلکه ابزارهای پرایس اکشین نیز نقاط ضعف و قوت خود را دارند. در جدول زیر، مهم‌ترین مزایا و معایب استفاده از پرایس اکشن در تحلیل بازار ارز دیجیتال را مشاهده می‌کنید.

مزایای پرایس اکشنمعایب پرایس اکشن
شفاف بودن استفاده از ابزارهای تحلیل پرایس اکشنتنوع بالای الگوهای پرایس اکشن
بی‌نیازی از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکالعدم قطعیت سیگنال‌های خرید و فروش
واکنش سریع به تغییرات قیمت دارایی‌هاپیچیدگی برای تحلیل‌گران مبتدی (نیازمند تمرین زیاد)
امکان استفاده در تایم فریم‌های مختلفنقش پررنگ تفسیر شخصی در استفاده از ابزارهای پرایس اکشن
مناسب برای استراتژی‌های معاملاتی کوتاه مدتدشوار بودن مدیریت احساسات و سرمایه به‌دلیل تعداد بالای سیگنال‌های خرید و فروش

استراتژی‌های معاملاتی پرایس اکشن

استراتژی‌های معاملاتی پرایس اکشن محدود به چند گزینه نیستند. معمولا انواع این استراتژی‌ها در قالب چند سبک طبقه‌بندی می‌شوند. سه مورد از رایج‌ترین سبک‌های پرایس اکشن در ارز دیجیتال عبارت‌اند از:

  • پرایس اکشن به سبک لنس بگز (Lance Beggs)
  • پرایس اکشن به سبک آرتی‌ام (RTM)
  • پرایس اکشن به سبک آی‌سی‌تی (ICT)

در ادامه پیرامون هر یک از موارد فوق بیشتر توضیح می‌دهیم.

پرایس اکشن به سبک لنس بگز (Lance Beggs)

لنس بگز یک خلبان استرالیایی است که علاقه زیاد او را به‌دنیای ترید وارد کرد. او معتقد است که احساسات نقش تعیین کننده‌ای در معاملات بازارهای مالی دارد. به‌همین دلیل وقتی شاخص ترس و طمع در بازار اوج می‌گیرد، اشتباهات تریدرها به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. در این حالت بازیگران بزرگ هم دام‌های مختلفی را برای معامله‌گران تازه‌کار پهن می‌کنند.

Lance Beggs

لنس بگز با استفاده از سبک اختصاصی پرایس اکشن خود تلاش می‌کند تا فرصت‌های معاملاتی که در این شرایط ایجاد می‌شوند را شکار کند. به‌عبارت دیگر هدف نهایی پرایس اکشن لنس بگز، کمک به معامله‌گران خرد برای همراهی با روندهای اصلی در بازار و جلوگیری از ورود به معاملات در زمان تضعیف روندها است.

لنس بگز چند ستاپ معاملاتی را برای سبک اختصاصی معاملاتی خود پیشنهاد کرده است. مهم‌ترین آن‌ها با نام TST یا تست حمایت و مقاومت شناخته می‌شود. در این حالت باید محدوده‌های حمایت و مقاومت را در نمودار ترسیم کنید. وقتی نمودار قیمت به محدوده حمایت یا مقاومت نزدیک شود و توان عبور از آن‌ها را نداشته باشد، تغییر مسیر می‌دهد. شما می‌توانید از این فرصت برای ورود به پوزیشن‌های معاملاتی استفاده کنید.

گاهی اوقات ممکن است که نمودار یکی از سطوح حمایت یا مقاومت را بشکند؛ اما در تثبیت موقعیت جدید خود ناکام بماند. در این حالت با ستاپ شکست ناموفق یا BOF سروکار داریم. رفتار نمودار بعد از شکست ناموفق خطوط حمایت و مقاومت نیز دقیقا مانند ستاپ TST است.

اگر نمودار یک محدوده حمایت و مقاومت را به‌طور کامل بشکند و از آن‌ها عبور کند، عملا وارد ناحیه جدیدی می‌شود. در این حالت ممکن است شاهد پولبک زدن نمودار به محدوده شکسته شده باشیم؛ اما نمودار هرگز به روند قبلی باز نمی‌گردد. پولبک زدن نمودار فرصت مناسبی را برای ورود معامله‌گران خرد به پوزیشن معاملاتی فراهم می‌کند. این ستاپ معاملاتی تحت عنوان پولبک بعد از شکست یا BPB شناخته می‌شود.

پرایس اکشن به سبک آرتی‌ام (RTM)

RTM مخفف عبارت Read The Market به‌معنی خواندن بازار است. این سبک پرایس اکشن در ارز دیجیتال روی عرضه و تقاضا تمرکز می‌کند و به‌دنبال شناسایی نقاطی است که ورود و خروج به بازار با حجم سنگین صورت می‌گیرد. هدف از این استراتژی نیز شناسایی نقاط ورود و خروج معامله‌گران بزرگ در بازار است.

برای شناسایی نقاط ورود و خروج سنگین در نمودار قیمت، باید رفتار کندل‌ها را تحلیل کنید. یک رویه مشخص در معامله به سبک RTM برای این منظور وجود دارد. شما باید قدرت کندل‌ها را با هم مقایسه کنید. دو کندل قیمت را در کنار هم در نظر بگیرید. اگر بدنه کندل سمت راست، بیش از نیمی از بدنه و شدوی کندل سمت چپ را در بر بگیرد، اصطلاحا گفته می‌شود که کندل سمت راست بر آن غالب است. رنگ کندل‌ها مشخص می‌کند که این غلبه با خریداران یا فروشندگان است.

 گاهی اوقات لازم است که دو یا چند کندل که در یک راستا قرار می‌گیرند را با هم ترکیب و سپس به مقایسه آن‌ها بپردازید. تصمیم‌گیری در این زمینه بر عهده تحلیل‌گر است و تجربه نقش بسزایی دارد. برای تحلیل به سبک RTM با دو نوع کندل قیمت مواجه هستید:

  • کندل مومنتوم
  • کندل بیس

کندل مومنتوم نشان می‌دهد که غلبه در بازار با خریداران است یا فروشندگان. این نکته را به‌خاطر داشته باشید که هر چه بدنه کندل بزرگ‌تر و سایه آن کوچک‌تر باشد، قدرت آن نیز افزایش پیدا می‌کند. همچنین منظور از کندل بیس، نوع خاصی از کندل‌ها هستند که در آن‌ها بدنه از سایه کوچک‌تر است. در حالت ایده‌آل یک کندل مومنتوم، سایه ندارد. این موضوع نشان دهنده نزدیک شدن عرضه و تقاضا به سطح تعادل در بازار است که به دلیل قدرت نسبتا برابر خریداران و فروشندگان رخ می‌دهد. روی‌هم‌رفته، پایه و اساس سبک RTM، استفاده از الگوهای پرایس اکشن است.

پرایس اکشن به سبک آی‌سی‌تی (ICT)

تمرکز اصلی سبک ICT نیز روی چرخه بازار است. هر چرخه بازار از 4 مرحله زیر تشکیل می‌شود:  

  • انباشت (Accumulation)
  • انباشت مجدد (Re-Accumulation)
  • توزیع (Distribution)
  • باز توزیع (Re-Distribution)

در مرحله انباشت، ورود نقدینگی یا پول هوشمند به بازار اتفاق می‌افتد. سرمایه‌گذاران بزرگ مانند نهنگ‌ها در مرحله انباشت خیلی آهسته وارد بازار می‌شوند. نمودار قیمت در مرحله انباشت معمولا روند نزولی یا رنج دارد. بعد از پایان این مرحله روند صعودی آغاز می‌شود. معمولا این روند صعودی با شیب تندی همراه است.

پس از پشت سر گذاشتن روند صعودی، بخشی از خریداران دست نگه می‌دارند و منتظر فرصت‌های بهتر برای خرید می‌مانند. به‌همین دلیل حجم خرید کاهش پیدا می‌کند و به‌نوعی توازن بین خریداران و فروشندگان در بازار برقرار می‌شود. این موضوع باعث شکل‌گیری روند رنج در نمودار می‌شود. اصطلاحا به این مرحله، انباشت مجدد می‌گویند. با پایان یافتن این مرحله بار دیگر روند صعودی در نمودار آغاز می‌شود. این امکان وجود دارد که شیب روند صعودی جدید کمتر باشد.

چرخه بازار  پرایس اکشن در ارز دیجیتال

در مرحله سوم با توزیع دارایی سروکار داریم. سرمایه‌گذاران بزرگ که سود مدنظر خود را به‌دست آورده‌اند، به‌آهستگی از بازار خارج می‌شوند. با شروع مرحله توزیع، شدت روند صعودی کاهش پیدا می‌کند؛ اما همچنان روند صعودی با شیب ملایم ادامه می‌یابد. در واقع بازیگران بزرگ سعی می‌کنند شرایط را عادی جلوه دهند تا معامله‌گران خرد در بازار باقی بمانند. در پایان این مرحله روند نزولی آغاز می‌شود.

در میانه روند نزولی سفارش‌های فروش کاهش پیدا می‌کنند. به‌همین دلیل شرایط به‌گونه‌ای پیش می‌رود که توازن قدرت بین خریدار و فروشنده در بازار شکل می‌گیرد. به‌این ترتیب وارد مرحله باز توزیع می‌شویم. در پایان این مرحله بار دیگر روند نزولی ادامه می‌یابد. در پایان این مرحله بار دیگر مرحله انباشت آغاز می‌شود و این چرخه ادامه پیدا می‌کند.

تمرکز سبک ICT روی رصد جریان نقدینگی در بازار است تا با شناسایی زمان ورود و خروج پول هوشمند، تصمیم درست برای معامله اتخاذ شود. به‌عبارت دیگر، معامله‌گران این سبک تلاش می‌کنند تا خود را با سرمایه‌گذاران بزرگ در بازار همراه کنند.

نحوه معامله با پرایس اکشن در ارز دیجیتال

فارغ از اینکه کدام سبک و استراتژی پرایس اکشن در ارز دیجیتال را انتخاب می‌کنید، باید از یک اسلوب مشخص پیروی کنید. در گام اول باید تایم فریم مدنظر برای معامله را انتخاب کنید. مثلا فرض کنید قصد پیدا کردن نقاط ورود و خروج در تایم فریم 1 ساعته را دارید.

قدم دوم، تشخیص روند نمودار است. برای این منظور باید روند اصلی نمودار را در یک یا دو تایم فریم بالاتر از تایم فریم انتخاب شده در گام اول بررسی کنید. بنابراین در مثال فوق باید خطوط روند در تایم فریم 4 ساعته یا روزانه را روی نمودار رسم کنید.

پس از تشخیص روند اصلی نمودار در تایم فریم بالاتر، نوبت به رسم کردن سطوح حمایت و مقاومت روی نمودار می‌رسد. استفاده از ابزارهایی مانند فیبوناچی در ترسیم خطوط حمایت و مقاومت روی نمودار به‌شما کمک می‌کند.

تا اینجا شما موفق به تشخیص روند اصلی نمودار و سطوح کلیدی در تایم فریم مد نظر شده‌اید. گام بعدی، تمرکز روی شناسایی الگوهای پرایس اکشن است. به‌محض مشاهده هر الگوی پرایس اکشن باید برای سنجش سیگنال دریافت شده، وضعیت عرضه و تقاضا یا حجم معاملات را زیر نظر بگیرید. در صورتی که سیگنال دریافتی با فاکتور حجم معاملات تأیید شد، می‌توانید برای ورود به معامله اقدام کنید. نکته مهم این است که پیش از ورود به معامله باید حد سود و ضرر خود را به‌دقت تعیین کنید و حتما به آن پایبند باشید.

جمع‌بندی

پرایس اکشن در ارز دیجیتال یک سبک تحلیل با تمرکز بر رفتار نمودار قیمت بدون توجه به‌پیچیدگی‌های کار با اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است. نوسانات شدید قیمت ارزهای دیجیتال و واکنش سریع ابزارهای پرایس اکشن به‌این نوسانات موجب محبوبیت این سبک تحلیل بین تریدرهای ارز دیجیتال شده است. تسلط بر هر استراتژی پرایس اکشن نیازمند تمرین و تکرار زیاد است. اگر علاقه‌مند به‌ترید در بازار ارزهای دیجیتال هستید، حتما برای یادگیری پرایس اکشن زمان بگذارید.

سوالات متداول

پرایس اکشن بهتر از اندیکاتورهاست؟

نمی‌توان با قطعیت پرایس اکشن را بهتر از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال دانست؛ اما در بازارهای پرنوسان، اندیکاتورها معمولا تأخیر زیادی دارند و ابزارهای پرایس اکشن واکنش سریع‌تر به تغییرات قیمت می‌دهند.

پرایس اکشن برای مبتدی‌ها مناسب است؟

یادگیری الگوهای پرایس اکشن نیازمند صرف زمان و تمرین زیادی است و شاید کار کردن با این ابزارها برای افراد مبتدی تا حدی پیچیده باشد.

بهترین تایم‌فریم برای پرایس اکشن چیست؟

معمولا پرایس اکشن برای تایم فریم های کوتاه مدت (روزانه و پایین‌تر) بهترین نتایج را در اختیار تحلیل‌گران می‌گذارد.

پرایس اکشن سیگنال قطعی می‌دهد؟

خیر، هیچ‌یک از سیگنال‌های ورود و خروج پرایس اکشن قطعی نیستند و نیاز به بررسی دقیق‌تر و تأیید با سایر ابزارهای تحلیل دارند.

سرفصل‌های دوره
بازگشت به آموزش ارز دیجیتال |

صرافی های پیشنهادی

آخرین مطالب مجله

مشاهده همه

نظرات کاربران

فیلترها پاک کردن همه
جدید ترین
قدیمی ترین جدید ترین محبوب ترین پربحث ترین
0 نظر