با استفاده از معیارهای جدید تحلیلی، میتوانیم نقاطی را که در آنها سرمایهگذاران متحمل ضررهای سنگین و واقعی شدهاند، به طور مجزا شناسایی کنیم. در این مقاله، چارچوبی جدید جهت ارزیابی خستگی فروشندگان در بازههای زمانی مختلف و برای گروههای مختلف سرمایهگذاران ارائه میشود.
تشخیص خستگی فروشندگان در بازار گاوی بیت کوین
بازارهای صعودی بیت کوین به نوسانات شدید قیمت مشهور هستند، به طوری که قیمت میتواند در عرض چند لحظه به شدت افزایش یا کاهش یابد. این موضوع برای همه سرمایهگذاران شناخته شده است که بازارهای مالی، مسیری صاف و صعودی را در طول زمان طی نمیکنند و ممکن است در مقاطعی به دلیل نوسانات عرضه و تقاضا، شاهد افت و اصلاح قیمت باشند.
برای ارزیابی خستگی فروشندگان، ابتدا سراغ «ضرر تحققیافته» برای هولدرهای بلندمدت (LTH) و کوتاهمدت میرویم. میتوانیم مشاهده کنیم که ضررهای LTHها (مشخص شده با 🔵) تقریباً فقط در کف بازارهای نزولی رخ میدهد. برعکس، خریداران جدید در تمام فازهای بازار متحمل ضرر میشوند و معمولا در بازارهای گاوی، منبع اصلی ضرر هستند.

این گزارش بر این فرض استوار است که گروه اصلی متحمل ضرر در بازار، هولدرهای کوتاهمدت هستند. با تکیه بر این موضوع، قصد داریم دورههای خستگی فروشندگان را شناسایی کنیم. هدف اصلی، یافتن نقاط عطف در اصلاحات و تثبیت قیمتها در یک روند صعودی غالب است.
خستگی فروشندگان به نقطهای در بازار اطلاق میشود که در آن «اشباع فروش» رخ میدهد. به عبارت دیگر، اکثر فروشندگان احتمالی، داراییهای خود را فروختهاند. از آنجایی که هر فروشنده به یک خریدار نیاز دارد، در این دورهها فشار فروش با تقاضای خریداران خنثی میشود و بازار به کف محلی خود میرسد.
روندهای بازار معمولاً از تایمفریمهای کوتاهتر مانند دقیقهای و ساعتی آغاز میشوند و به تدریج به تایمفریمهای طولانیتر مانند روزانه و ماهانه گسترش مییابند. به همین دلیل، در این مقاله، دو دسته از سرمایهگذاران کوتاهمدت را مورد بررسی قرار میدهیم:
- معاملهگران روزانه (تایم فریم 24 ساعته)
- معاملهگران نوسانگیر هفتگی و ماهانه (تایم فریم 1 روزه تا 1 ماهه)
برای مدلسازی نقاط فشار مالی شدید و واکنش به آن، از سه معیار سود/زیان استفاده میکنیم که به ما در تعیین شدت فشاری که سرمایهگذاران تجربه میکنند، کمک میکند.
- نسبت MVRV: این نسبت، سود یا زیان تحققنیافته سرمایهگذاران را ارزیابی میکند.
- شاخص SOPR: این شاخص، میانگین بزرگی سود یا زیان تحققیافته سرمایهگذاران را اندازهگیری میکند.
- ضرر تحققیافته: این معیار، میزان ضرر دلاری محقق شده توسط سرمایهگذاران در یک گروه خاص را مشخص میکند.
معاملهگران روزانه
در ابتدا، ارزیابی خود را با بررسی گروه معاملهگران روزانه (با عمر کمتر از ۲۴ ساعت) آغاز میکنیم.
این گروه، ذاتاً سریعترین و حساسترین گروه به قیمت لحظهای است و به نوسانات جزئی و کلی قیمت، واکنش لحظهای نشان میدهد. به همین دلیل، این گروه سیگنالهای زیادی از خستگی فروشندگان تولید میکند، اما به دلیل ماهیت ناپایدار و نوسانی بازه زمانی انتخاب شده، نویز و خطاهای بیشتری نیز به همراه دارد.

در این بخش از تحلیل، به بررسی عمیقتر رفتار معاملهگران روزانه و سیگنالهای خستگی فروشندگان در این گروه میپردازیم. همانطور که پیشتر اشاره شد، این گروه به دلیل ماهیت ناپایدار بازه زمانی فعالیت خود، سیگنالهای متعددی از خستگی فروشندگان را با نویز بالا تولید میکنند.
برای غلبه بر این چالش، از شاخص MVRV Z-Score به عنوان ابزاری کارآمد برای پالایش سیگنالها و شناسایی دقیقتر نقاط خستگی فروشندگان استفاده میکنیم.
همانطور که در نمودار مشاهده میشود، نوسانات شاخص MVRV Z-Score در طول روز به شدت تحت تاثیر نوسانات قیمت قرار میگیرد و بازتابی از سود و زیان تحققنیافته معاملهگران روزانه است. با این حال، میتوان الگوهای مشخصی را در این نوسانات آشفته کشف کرد که به ما در درک بهتر رفتار این گروه از سرمایهگذاران کمک میکند.
زمانی که شاخص MVRV Z-Score به زیر سطح 1σ- (انحراف معیار) نزول میکند، به عنوان منطقه خستگی تلقی میشود. این ناحیه نشاندهنده افزایش قابل توجه ضرر تحققنیافته معاملهگران روزانه و فشار فزاینده بر این گروه است.

در مرحله بعد، برای ارزیابی اینکه آیا فشار مالی تحققنیافته، به فروش واقعی تبدیل شده یا خیر، از معیار SOPR استفاده میکنیم. به عبارت دیگر، بررسی میکنیم که آیا آن ضررها تثبیت شدهاند (فروش واقعی) یا خیر. مجددا، بر روی مقادیر Z-Score که بیش از ۱σ- پایینتر از میانگین قرار دارند، تمرکز میکنیم. این نقاط نشاندهنده دورههای تسلیم کوتاهمدت و فشار فروش قابلتوجه از سمت فروشندگان هستند.

در نهایت، برای تقویت مشاهدات فوق، میزان زیان تحققیافته به دلار آمریکا در گروه معاملهگران روزانه را بررسی میکنیم. در اینجا، هدف ما ارزیابی شدت مطلق فشار فروش است. با حفظ رویکرد یکسان و اعمال چارچوب Z-Score مشابه بر روی زیانهای تحققیافته ۲۴ ساعته، میتوانیم دورههای تسلیم کوتاهمدت را تأیید کنیم. این دورهها زمانی رخ میدهند که مقادیر زیان تحققیافته، ۲ برابر انحراف معیار، بالاتر از میانگین قرار گیرند.

معاملهگران هفتگی-ماهانه
حال به سراغ گروه معاملهگران هفتگی-ماهانه میرویم. اولین نکتهای که جلب توجه میکند، کاهش قابل توجه نوسانات در سیگنالهای این گروه است. این نتیجه مورد انتظار است، زیرا با بررسی بازههای زمانی طولانیتر، میانگین قیمت خرید هموار شده و نوسانات آن کمتر میشود.
این گروه نسبت به معاملهگران روزانه، حساسیت کمتری به نوسانات لحظهای قیمت دارند. با این حال، در طول دوره نگهداری دارایی خود، هر چه قیمت لحظهای بیشتر حول و حوش میانگین قیمت خرید آنها نوسان داشته باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که تحت تاثیر این نوسانات قرار گیرند.

با بررسی MVRV Z-Score در بازه ۱ روزه تا ۱ ماهه، مشاهده میکنیم که این شاخص در مقایسه با نسخه ۲۴ ساعته، واکنش کمتری به نوسانات قیمت نشان میدهد. در نتیجه، این نسخه از MVRV کندتر حرکت میکند، سیگنالهای کمتری تولید میکند و در مجموع نویز کمتری نیز به همراه دارد.
همانطور که در نمودار زیر مشاهده میشود، زمانی که MVRV Z-Score به زیر میانگین (مقادیر منفی Z-Score) میرسد، نشاندهنده انتقال ضررهای تحققنیافته قابلتوجه به بازه زمانی بزرگتر ۱ روزه تا ۱ ماهه است.

در این مرحله، برای تایید اینکه آیا این سرمایهگذاران تحت فشار کافی برای تسلیم و تثبیت ضررهای خود قرار دارند یا خیر، از SOPR Ratio Z-Score استفاده میکنیم. مشابه با MVRV Ratio Z-Score، نقاطی را که Z-Score در آنها پایینتر از میانگین قرار میگیرد، بررسی میکنیم. این امر نشاندهنده همبستگی و تایید این موضوع است که ضررهای تحققیافته در حال سرایت از بازههای زمانی کوچکتر به بازههای بزرگتر هستند.

در نهایت، به سراغ Realized Loss Z-Score میرویم. همانطور که در نمودار مشاهده میشود، زمانی که مقادیر Z-Score از انحراف معیار بزرگتر از ۲ (2σ) عبور کنند، میتوان گفت که معاملهگران با ضرر قابلتوجهی دارایی خود را به فروش رساندهاند و بازار به فاز خستگی فروشندگان رسیده است.

دادههای آنچین شفافیت قابلتوجهی را برای تحلیلگران و سرمایهگذاران در مورد موقعیت، انگیزهها و اقدامات بازیگران مختلف بازار فراهم میکند. ما میتوانیم از این ابزارها برای ساخت مدلها و روشهایی جهت ارزیابی نحوه تغییر رفتار سرمایهگذاران در پاسخ به نوسانات قیمت استفاده کنیم.
با استفاده از معیارهای تفکیک سنی که به تازگی منتشر شده است، میتوانیم با در نظر گرفتن «مدت زمان نگهداری» به عنوان یک معیار تقریبی، زیرمجموعههای مجزا از سرمایهگذاران را شناسایی کنیم. سپس با بررسی همبستگی سه معیار آنچین که سودآوری این گروههای سرمایهگذار را توصیف میکند، نقاط «تسلیم کوتاهمدت» را پیدا میکنیم. این نقاط معمولا با کفهای قیمتی در بازار همراه هستند.
این چارچوب به ما کمک میکند تا هنگام شناسایی نقاط خستگی فروشندگان، درک کنیم که چه انگیزهها و اقداماتی را میتوان انتظار داشت.
نظرات کاربران