تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی (Technical Analysis) چیست؟

مدیر وبسایت
تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی (Technical Analysis) چیست؟

تحلیل تکنیکال یک روش شناخته‌شده برای بررسی نمودار قیمت در بازارهای مالی است که با استفاده از داده‌های تاریخی رفتار قیمت و تکرار الگوهای نموداری، جهت روند آتی را پیش‌بینی می‌کند. این روش، داده‌های فعالیت معاملاتی را با تمرکز بر قیمت و حجم، برای یافتن فرصت‌های معاملاتی و تعیین نقاط ورود و خروج بهینه به معامله ارزیابی می‌کند. در این مسیر از شاخص‌های مختلفی مانند خطوط روند، میانگین‌های متحرک، شاخص‌های مومنتوم و سایر اندیکاتورها نیز بهره می‌برد تا نقاط ورود و خروج دقیق‌تری را ارائه دهد.

در ادامه شرح می‌دهیم که تحلیل تکنیکال چیست، چگونه شکل گرفته و چطور باید از آن استفاده کنید تا در بازارهای مالی موفق شوید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

در ساده‌ترین تعریف، تحلیل تکنیکال به بررسی رفتار قیمت و حجم معاملات در گذشته می‌پردازد تا با شناسایی الگوها، روندها و ساختارهای تکرارشونده بازار، احتمال وقوع حرکات قیمتی آینده را ارزیابی کند. این رویکرد بر این فرض استوار است که رفتار معامله‌گران در شرایط مشابه، تمایل به تکرار دارد؛ هرچند این تکرار قطعی نیست و همواره با عدم قطعیت همراه است.

تحلیل تکنیکال چیست؟

در تحلیل تکنیکال، مشاهده می‌شود که برخی الگوهای قیمتی در شرایط خاصی مانند نواحی حمایت و مقاومت یا عرضه و تقاضا به‌طور مکرر شکل می‌گیرند. تحلیل‌گر بررسی می‌کند که این الگوها تحت چه شرایطی معتبر بوده‌اند و در صورت تکرار همان شرایط در آینده، می‌تواند با رعایت قوانین مدیریت ریسک، اقدام به ورود یا خروج از معامله کند.

به‌عنوان مثال، در الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)، در صورتی که این ساختار در یک ناحیه مهم قیمتی شکل بگیرد و قیمت خط گردن را با تأیید مناسب بشکند، معامله‌گر می‌تواند بر اساس قواعد این الگو و برآورد هدف قیمتی، وارد معامله شود.

تحلیل تکنیکال تلاش می‌کند تا حرکت قیمت هر ابزار یا کالای قابل معامله‌ای را که عموماً تابع نیروهای عرضه و تقاضا است، پیش‌بینی کند. برخی، تحلیل تکنیکال را صرفاً به دلیل قدرت عرضه و تقاضایی می‌دانند که توسط حرکات قیمت یک کالا منعکس می‌شوند.

تحلیل تکنیکال چگونه از گذشته چارت ایده می گیرد؟

تحلیل تکنیکال با تحقیق و تفحص در هزاران مورد از الگوهایی که در گذشته چارت رخ داده‌اند، اعلام می‌کند که هرگاه آن الگو را در زمان حاضر مشاهده کردید، می‌تواند به شما ایده معاملاتی بدهد. بااین‌حال، بلافاصله پوزیشن معاملاتی باز نکنید! بلکه برای ورود به معامله با آن الگو، باید شروط و قوانین معاملاتی خود را رعایت کنید. چنانچه هر تعداد شرط کمتر محقق شود، از ارزش معاملاتی الگو کاسته شده و میزان ریسک این معامله افزایش می‌یابد.

تحلیل تکنیکال معمولاً در مورد تغییرات قیمت اعمال می‌شود، اما برخی از تحلیلگران، اعداد و ارقام غیر از قیمت، مانند حجم معاملات یا ارقام مربوط به معاملات باز (نقاط ورود، نقاط استاپ لاس، تعداد معاملات خرید یا فروش، میزان درصد خریداران نسبت به فروشندگان و برعکس) را نیز دنبال می‌کنند.

انواع تحلیل تکنیکال

امروزه، تحلیل تکنیکال به چند بخش مهم منشعب شده است:

  • تحلیل تکنیکال کلاسیک
  • تحلیل تکنیکال برمبنای پرایس اکشن کلاسیک
  • تحلیل تکنیکال برمبنای پرایس اکشن مدرن

اهمیت تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی

معامله‌گران خرد اغلب برای تصمیم‌گیری به نمودارهای قیمت و آمارهای مشابه تکیه می‌کنند که یکی از مهم‌ترین علل شکست آن‌ها همین مورد است؛ درحالی‌که تحلیلگران حرفه‌ای اغلب از تحلیل تکنیکال در کنار سایر اشکال تحقیق استفاده می‌کنند و به ندرت تحقیقات خود را تنها به تحلیل بنیادی یا تکنیکال محدود می‌کنند.

بااین‌حال، تحلیل‌هایی مانند فاندامنتال و سنتیمنتال یا حتی تریدهای خبری (News Trading) نیز به شما نقاط ورود و خروج دقیق را نمی‌دهند؛ بلکه این تحلیل تکنیکال است که می‌تواند نقاط ورود و خروج و استاپ لاس دقیق را ارائه کند. اینجا است که اهمیت استفاده از تحلیل تکنیکال مشخص می‌شود.

اهمیت تحلیل تکنیکال در بازار مالی به‌طور خلاصه عبارت است از:

  • معامله‌گران از تحلیل تکنیکال برای ارزیابی و شناسایی فرصت‌های معاملاتی استفاده می‌کنند.
  • تحلیل تکنیکال، روندهای آماری جمع‌آوری‌شده از فعالیت‌های معاملاتی، مانند حرکت قیمت و حجم را تجزیه و تحلیل می‌کند.
  • تکنیکالیست‌ها از داده‌های قیمت از بازه‌های زمانی مختلف یک دارایی برای ورود به معاملات با احتمال بالا استفاده می‌کنند.
  • مناطق حمایت و مقاومت کلیدی روی نمودار ترسیم می‌شوند تا نقاط ورود و خروج بهتر شناسایی شوند.
  • ابزارهای تحلیل تکنیکال شامل میانگین‌های متحرک، اندیکاتورها، نوسانگرها و ابزارهای ترسیمی مانند خطوط روند، مثلث‌ها و چنگال‌ها در شناسایی نواحی معاملاتی به تریدر کمک می‌کنند.
  • بسیاری از معامله‌گران از تحلیل بنیادی همراه با تحلیل تکنیکال برای برنامه‌ریزی معاملات خود، به‌ویژه معاملات بلندمدت، استفاده می‌کنند.

تحلیل تکنیکال در چه بازارهایی کارایی دارد؟

شما می‌توانید تحلیل تکنیکال را برای هر کالایی که داده‌های معاملاتی گذشته را دارد، اعمال کنید؛ مثل سهام، مشتقات، کالاها، اوراق بهادار با درآمد ثابت، ارزهای دیجیتال و جفت ارزها. تحلیل تکنیکال در بازارهای کالا و فارکس که در آن‌ها معامله‌گران بر تغییرات قیمت کوتاه‌مدت تمرکز می‌کنند، رایج است.

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی

مزایای تحلیل تکنیکال:

  • محققان در طول سال‌ها صدها الگو و سیگنال را برای پشتیبانی از معاملات تحلیل تکنیکال توسعه داده‌اند که شناسایی نواحی ترید آسان‌تر شده است.
  • تحلیلگران تکنیکال همچنین انواع مختلفی از سیستم‌های معاملاتی را توسعه داده‌اند تا به آن‌ها در پیش‌بینی و معامله بر اساس حرکات قیمت کمک کند.
  • همه معامله‌گران باید روشی را برای یافتن بهترین نقاط ورود و خروج در بازار پیدا کنند که استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال روشی بسیار محبوب برای انجام این کار است.
  • معامله‌گران می‌توانند با شخصی‌سازی بسیاری از اندیکاتورها، استراتژی‌های معاملاتی خود را طراحی کنند.
  • در همه بازارهای مالی قابل استفاده است.
  • تحلیل تکنیکال امکان انجام معاملات در تایم فریم‌های کوتاه‌مدت را امکان‌پذیر کرده است.
  • با آموزش تحلیل تکنیکال می‌توان معاملاتی با میزان سود بالا اما حد ضرر بسیار اندک را تجربه کرد.

چالش‌ها و محدودیت‌های تحلیل تکنیکال:

  • برخلاف شعار معروف تکنیکالیست‌ها، تاریخ دقیقاً تکرار نمی‌شود؛ بنابراین مطالعات الگوهای قیمت اهمیت مشکوکی دارند و می‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.
  • همیشه عنصری از رفتار بازار وجود دارد که غیرقابل پیش‌بینی است. هیچ تضمین قطعی وجود ندارد که تحلیل تکنیکال ۱۰۰٪ دقیق باشد.
  • معامله‌گران باید از طیف وسیعی از شاخص‌ها و ابزارهای تحلیلی استفاده کنند تا به بالاترین سطح اطمینان ممکن دست یابند.
  • بسیاری از اندیکاتورها در هنگام استفاده، سیگنال‌ها یا داده‌هایی متضاد یکدیگر ارائه می‌دهند که باعث سردرگمی تریدرها می‌شود.
  • سبک‌‌های مختلف تحلیل تکنیکال نیز گاه در یک ناحیه، برای ورود به معامله سیگنال‌های متضاد یکدیگر ارائه می‌دهند.

تاریخچه تحلیل تکنیکال

اصول تحلیل تکنیکال از صدها سال داده‌های بازار مالی گرفته شده است. برخی از جنبه‌های تحلیل تکنیکال در گزارش‌های جوزف د لا وگا (Joseph de la Vega)، تاجر ساکن آمستردام (Amsterdam)، از بازارهای مالی هلند (Dutch)، در قرن هفدهم پدیدار شدند.

در آسیا، گفته می‌شود تحلیل تکنیکال روشی است که توسط هوما مونهیسا (Homma Munehisa) ژاپنی در اوایل قرن هجدهم توسعه داده شد و به استفاده از تکنیک‌های شمعی تکامل یافت که امروزه ابزاری برای ترسیم نمودارهای تحلیل تکنیکال است.

تاریخچه تحلیل تکنیکال

اولین ابداع کنندگان تحلیل تکنیکال

چارلز داو (Charles Dow)، روزنامه‌نگار آمریکایی (۱۸۵۱–۱۹۰۲)، داده‌های بازار سهام آمریکا را گردآوری و از نزدیک تجزیه و تحلیل کرد. وی برخی از نتیجه‌گیری‌های خود را در سرمقاله‌های وال استریت ژورنال (The Wall Street Journal) منتشر کرد. او معتقد بود که الگوها و چرخه‌های تجاری را می‌توان در این داده‌ها پیدا کرد، مفهومی که بعدها به‌عنوان نظریه داو (Dow Theory) شناخته شد. بااین‌حال، خود داو هرگز استفاده از ایده‌هایش را به‌عنوان یک استراتژی معاملاتی سهام حمایت نکرد.

در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ریچارد دبلیو. شاباکر (Richard W. Schabacker) چندین کتاب منتشر کرد که ادامه‌دهنده کار چارلز داو و ویلیام پیتر هامیلتون (William Peter Hamilton) در کتاب‌های نظریه و عمل بازار سهام (Stock Market Theory and Practice) و تحلیل تکنیکال بازار (Technical Market Analysis) بود.

در سال ۱۹۴۸، رابرت دی. ادواردز (Robert D. Edwards) و جان مگی (John Magee) کتاب تحلیل تکنیکال روندهای سهام (Technical Analysis of Stock Trends) را منتشر کردند که به‌طور گسترده به‌عنوان یکی از آثار اصلی این رشته در نظر گرفته می‌شود. این کتاب منحصراً به تحلیل روند و الگوهای نموداری می‌پردازد و تا به امروز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پیشگامان تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال اولیه تقریباً منحصراً تحلیل نمودارها بود؛ زیرا در آن زمان، قدرت پردازش رایانه‌ها برای تحلیل آماری سطح بالا، در دسترس نبود. طبق گزارش‌ها، چارلز داو نوعی تحلیل نمودار نقطه‌ای و نمودار اشکال را ابداع کرد.

  • با ظهور مالی رفتاری به‌عنوان یک رشته جداگانه در اقتصاد، پاول وی. آزوپاردی (Paul V. Azzopardi) تحلیل تکنیکال را با امور مالی رفتاری (behavioral finance) ترکیب کرد و اصطلاح تحلیل تکنیکال رفتاری (Behavioral Technical Analysis) را ابداع کرد.
  • از دیگر پیشگامان تکنیک‌های تحلیل می‌توان به رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott)، ویلیام دلبرت گن (William Delbert Gann) و ریچارد وایکوف (Richard Wyckoff) اشاره کرد که تکنیک‌های مربوط به خود را در اوایل قرن بیستم توسعه دادند.
  • بااین‌حال، چندین پیشگام برجسته دیگر نیز در ابداع رشته تحلیل تکنیکال سهیم هستند که از جمله می‌توان به ویلیام پی (William P).)، رابرت ریا (Robert Rhea)، ادسون گولد (Edson Gould) اشاره کرد که بیشتر به مفاهیم نظریه داو کمک کرده‌اند.

پیدایش سبک‌های تکنیکال جدید

امروزه، تحلیل تکنیکال تکامل یافته و شامل صدها الگو و سیگنال است که طی سال‌ها تحقیق توسعه یافته‌اند؛ می‌توان به پیشگامانی همچون مایکل هادلستون برای ابداع سبک ICT، سم سایدن (Sam Seiden) که سم سیدن هم گفته می‌شود و آلفونسو مورنو (Alfonso Moreno) دو پیشگام سبک عرضه و تقاضا (Supply And Demand) هستند.

همچنین سبک معاملاتی RTM یا Read The Market نیز طرفداران بسیاری دارد که مبدع آن ایف میانته (IF Myante) از شاگردان سم سایدن است. البته سبک‌های معاملاتی پیشرو دیگری نیز وجود دارند که از سوی مدرسین و تریدرهای مطرحی مانند: نایل فولر (Nial Fuller)، گلن وودز (Galen Woods)، والتر پیترز (Walter Peters)، باب ولمن (Bob Volman) و دیگران عرضه شده‌اند اما در ایران به آن صورت موردتوجه عموم تریدرها قرار نگرفته است.

پیدایش سبک‌های تکنیکال جدید

انواع نمودارهای تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال، انواع مختلفی از نمودار وجود دارد، اما اکثر معامله‌گران از نمودارهای کندل استیک و پس از آن از نمودار میله‌ای و گاها خطی استفاده می‌کنند. در پلتفرم متاتریدر این ۳ نوع نمودار در دسترس معامله‌گران قرار دارد، اما اگر پلتفرم تریدینگ ویو استفاده می‌کنید، می‌توانید به ۲۱ نوع نمودار دسترسی داشته باشید.

نمودارهای خطی

تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی

نمودارهای خطی با اتصال قیمت‌های پایانی یک دارایی به هم، درک آن‌ها را آسان می‌کنند. اگرچه سادگی نمودار خطی ممکن است برای برخی از معامله‌گران کاربرپسند باشد، اما اطلاعات بسیار کمی ارائه می‌دهد که برای اکثر معامله‌گران مفید نیست. این نمودار برای روندهای بلندمدت، یک نمای زیبا و روان را ارائه می‌دهد.

نمودارهای میله‌ای

نمودار میله‌ای ابزار مفیدتری برای اکثر معامله‌گران است. این نمودار، قیمت‌های آغازین، بالاترین، پایین‌ترین و پایانی (OHLC) یک دوره معین را نشان می‌دهد. معمولاً OHLC اطلاعات کافی را برای یک معامله‌گر فراهم می‌کند تا بتواند عملکرد قیمت را تجزیه و تحلیل کند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

نمودار میله‌ای شامل یک خط عمودی است که محدوده معاملاتی (بالاترین و پایین‌ترین) و دو علامت هش افقی (horizontal hash) را تعریف می‌کند: یکی در سمت چپ برای نشان دادن قیمت هنگام باز شدن بازار و دیگری در سمت راست که قیمت را در زمان بسته شدن بازار نشان می‌دهد.

نمودارهای شمعی

نمودار کندل استیک در تحلیل تکنیکال

نمودارهای شمعی یا کندلی که در قرن هجدهم در ژاپن توسعه یافته‌اند، شاید پرکاربردترین نوع نمودار برای معامله‌گران امروزی باشند. علاوه‌بر نشان دادن واضح قیمت‌های باز، بالا، پایین و بسته شدن، جلسات صعودی و نزولی با رنگ (معمولاً سبز و قرمز) کدگذاری شده‌اند که تشخیص نوع صعودی و نزولی را در یک نگاه آسان‌تر می‌کند.

در یک کندل استیک تفاوت بین بالاترین و پایین‌ترین قیمت کندل توسط قسمت پهن‌تر (بدنه شمع) تعریف می‌شود و محدوده معاملاتی خارج از باز و بسته شدن توسط سایه، شدو یا فتیله‌های نازک‌تر مشخص می‌شود.

بهترین روش تحلیل تکنیکال کدام است؟

امروزه، با پیشرفت فناوری، امکانات و به‌ویژه دسترسی معامله‌گران خرده سرمایه (Retail Traders) به معامله‌گری در بازارهای مالی مانند فارکس و ارزهای دیجیتال، روش‌های تحلیل تکنیکال نیز افزایش یافته و هر روز نیز بر تعداد این روش‌ها افزوده می‌شود. 

اگر ۲۰-۳۰ سال قبل تحلیل تکنیکال در ید اختیار تئوری داو، امواج الیوت، فیبوناچی، چارت پترن‌ها و الگوهای کندلی و نهایتا سیستم ایچیموکو بود، اکنون معامله‌گران با روش‌های مختلفی می‌توانند بازار را تحلیل کنند که مهم‌ترین سبک‌های معاملاتی تحلیل تکنیکال در ادامه شرح داده می‌شوند. 

روش های تحلیل تکنیکال

  • تحلیل تکنیکال با الگوهای کندلی
  • تحلیل تکنیکال با فیبوناچی
  • تحلیل تکنیکال با الگوهای هارمونیک
  • تحلیل تکنیکال با الگوهای کلاسیک
  • تحلیل تکنیکال با امواج الیوت
  • تحلیل تکنیکال با اندیکاتورها و اسیلاتورها
  • تحلیل تکنیکال با ایچیموکو
  • تحلیل تکنیکال با پرایس اکشن

از میان ۸ بخش بالا، کدام روش تحلیل تکنیکال بهتر است؟ آنچه اکثر مدرسین، تحلیلگران و تریدرها از سراسر جهان بر آن اتفاق نظر دارند این است که در تحلیل تکنیکال، سبک‌های پرایس اکشن مدرن بیش از سایر سبک‌ها می‌توانند معامله‌گران را به سود مستمر برسانند. این سبک‌ها عبارت‌اند از:

  • پرایس اکشن اسمارت مانی (Smartmoney)
  • پرایس اکشن آی سی‌تی (ICT)
  • پرایس اکشن عرضه و تقاضا (Supply & Demand)
  • پرایس اکشن آرتی‌ام (RTM)

در ادامه برای آشنایی بیشتر شما، هریک از این ۴ روش پرایس اکشن را به اختصار شرح می‌دهیم.  

روش اسمارت مانی در تحلیل تکنیکال

سبک تحلیل تکنیکال به روش اسمارت مانی

تحلیل تکنیکال به روش اسمارت مانی (smart money concepts) که به اختصار SMC نامیده می‌شود، این روزها در میان جامعه تریدری ایران بسیار رواج دارد. واژه اسمارت مانی به‌معنای «پول هوشمند» است. پول هوشمند به سرمایه‌ای اشاره دارد که سرمایه‌گذاران بزرگ مانند بانک‌های مرکزی، موسسات مالی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، شرکت‌های چندملیتی، صندوق‌های بازنشستگی و سایر متخصصان مالی کنترل می‌کنند.

این سرمایه‌گذاران که با نام بزرگان یا نهنگ‌های بازار شناخته می‌شوند، می‌توانند جهت روند بازار را پیش‌بینی کنند و بیشترین سود را به‌دست آورند. درواقع، مفهوم اسمارت مانی، یک اصطلاح در قمار است و به قماربازان حرفه‌ای اشاره دارد که در فعالیت خود دانش گسترده‌ یا اطلاعات محرمانه‌ای دارند که عموم مردم قادر به دسترسی به آن نیستند.

سبک اسمارت مانی مبدع خاصی ندارد اما استفاده از نظریه‌های پیشگامانی همچون وایکوف بهره می‌برد که برای رفتار قیمت یک چرخه (Cycle) را تعریف می‌کند. در سبک اسمارت مانی، نواحی ترید در داخل یک ساختار (Market Structure) قرار دارد.

اسمارت مانی به چندین روش ارائه می‌شود که پیروان هر روش در داخل یک ساختار روی نواحی چند اردر بلاکی خاص مهم همچون ناحیه ایندیوسمنت (Inducement)، ناحیه بریکر بلاک (Breaker Block)، ناحیه تصمیم‌گیری (Decision Point)، ناحیه های لیکویدیتی یا نقدینگی زیاد (High Liquidity) و دو ناحیه سقف و کف ساختار که اختصارا POI (مخفف Point Of Interest) است، در جهت ساختار ماژور ترید انجام می‌دهند.

تریدرها در سبک اسمارت مانی به‌دنبال رد پای پول هوشمند و نواحی ورود بزرگان بازار هستند. این سبک بیشتر برای معاملات اسکالپینگ مفید است که با ورودهای پی دی پی و سودهای نسبتا کوچک اما به تعداد زیاد در هر روز، وین ریت بالایی دارد.

سبک تحلیل تکنیکال به روش ICT

سبک تحلیل تکنیکال به روش ICT

سبک ICT اساسا بر یافتن قیمت‌های عالی با استفاده از ردپاهای بزرگان بازار تمرکز دارد. استراتژی‌های این سبک در زمان‌های خاصی از جلسات معاملاتی (trading sessions) اجرا می‌شوند؛ به این دلیل که اطمینان حاصل شود حجم معاملات به اندازه کافی بالا است تا قیمت به سرعت حرکت کند.

در سشن‌های معاملاتی، نواحی کیل‌زون (Killzone) مشخص می‌شوند که معامله‌گران سبک ICT دوست دارند در این نواحی معاملات خود را انجام دهند. این سبک در اصل، از عرضه و تقاضا supply and demand به روشی بسیار هوشمندانه‌ بهره می‌برد و براساس اردربلاک‌ها، شکار استاپ (Stop Hunting) و نواحی ارزان فروش و گران فروشی به ترید می‌پردازد.

در سبک ICT، استراتژی‌های گلوله نقره‌ای (silver bullet) و سوپ لاک‌پشت (Turtle soup) از مهم‌ترین استراتژی‌های این سبک است.

واژه ICT مخفف عبارت Inner Circle Trading به‌معنی معامله دایره درونی است.

سبک تحلیل تکنیکال به روش عرضه و تقاضا

سبک عرضه و تقاضا (Supply & Demand) برای اولین بار از سوی سم سیدن ارائه شد اما بعدا آلفونسو مورنو آن را به کمال رساند تا علاقه‌مندان به این سبک به شکل آسان‌تری آن را یاد بگیرند. در این سبک از نواحی عرضه و تقاضا برای تحلیل چارت استفاده می‌شود. در سبک عرضه و تقاضا، لگ صعودی رالی (Rally)، لگ نزولی Drop و بخش رنج بازار نیز بیس (Base) نامیده می‌شود.

۴ الگوی نموداری RBR – RBD – DBR و DBD اصول اساسی این سبک به‌شمار می‌روند. کندل شناسی شامل کندل‌های بیسینگ و برای تاییدیه ورود از الگوهای کندلی مانند پین بار و اینگالفینگ استفاده می‌شود. این سبک به شما می‌آموزد که چگونه با استفاده از عدم تعادل عرضه و تقاضا در یک بازار رونددار، ستاپ‌هایی با احتمال بالا را معامله کنید.

معامله کردن بر اساس عرضه و تقاضا فقط انتظار ایجاد عدم تعادل‌های جدید است؛ سپس باید منتظر بمانید تا قیمت دوباره به سمت عدم تعادل حرکت کند.

آلفونسو معتقد است:

نها دلیل تغییر قیمت در هر بازاری عدم تعادل عرضه و تقاضا است. هر چه عدم تعادل بیشتر باشد، حرکت قیمت بیشتر می‌شود.

سبک تحلیل تکنیکال به روش عرضه و تقاضا

سبک تحلیل تکنیکال به روش RTM

سبک تحلیل تکنیکال به روش (Read the Market) یا RTM را آقای ایف میانته (IF Myante) ابداع کرده است. شاید به جرئت بتوان گفت دقیق‌نقاط ورود و خروج به پوزیشن را در سبک RTMمی‌توانید مشاهده کنید. این سبک به دلیل «رسم‌های هزارتو»، قدری مشکل است، اما گفته می‌شود که حد ضرر آن‌ها بسیار کم زده فعال می‌شود.

سبک RTM، به‌جای تکیه بر شاخص‌ها، رفتار قیمت را بر اساس ساختار بازار، نقدینگی و جریان سفارشات بررسی می‌کند. تمرکز این سبک در تحلیل تکنیکال بر شناسایی نقاطی است که بازیگران بزرگ بازار وارد یا از آنها خارج می‌شوند.
در سبک RTM، معامله‌گر حرکت قیمت را پیش‌بینی نمی‌کند، بلکه آن را در نتیجه عرضه، تقاضا، جذب نقدینگی یا حذف نقدینگی تحلیل می‌کند. ابزارهایی مانند گره‌های قیمتی، فشرده‌سازی‌ها، شکست‌های ساختاری و انواع شمع‌ها به بهبود درک این فرآیند کمک می‌کنند.

سه مفهوم اصلی، مارکت استراکچر، نواحی عرضه و تقاضا و نقدینگی، پایه تحلیلی سبک RTM را تشکیل می‌دهند که درک آن‌ها امکان تحلیل دقیق بازار و ورود به معاملات با احتمال بالا را فراهم می‌کند.

اگر به هر دلیلی تمایل به یادگیری سبک‌های پرایس اکشن ندارید، می‌توانید به سراغ ایچیموکو بروید که بسیار ساده‌تر است و از نظر روانشناسی نیز ممکن است با روحیات شما سازگاری بهتری داشته باشد.

سوالات متداول

تحلیل تکنیکال چگونه کار می‌کند؟

تحلیل تکنیکال روشی برای بررسی و پیش‌بینی حرکات قیمت در بازارهای مالی با استفاده از نمودارهای قیمت در گذشته و آمار بازار است. این تحلیل بر این ایده استوار است که اگر یک معامله‌گر بتواند الگوهای قبلی بازار را شناسایی کند، می‌تواند پیش‌بینی نسبتاً دقیقی از مسیر قیمت‌های آینده داشته باشد.

تحلیل تکنیکال بهتر است یا تحلیل بنیادی؟

تحلیل تکنیکال تکنیک‌های معامله‌گری را یاد می‌دهد اما تمام اطلاعات ارائه شده را از گذشته چارت به‌دست می‌آورد که ممکن است در آینده عملکرد صحیحی نداشته باشند. تحلیل بنیادی به شما از آینده قیمت خبر می‌دهد؛ بنابراین، این دو نوع تحلیل مکمل یکدیگر هستند و در صورت تبحر در هر دو روش می‌توانید به سود مستمر برسید. 

آیا می‌توان با تحلیل تکنیکال سود قطعی داشت؟

با تحلیل تکنیکال می‌توان به سود مداوم رسید؛ زیرا در سبک‌های تکنیکالی جدید مانند پرایس اکشن اسمارت مانی، آی سی‌تی، عرضه و تقاضا و آرتی‌ام، برای انجام معاملات فقط به داده‌های چارت اکتفا می‌شود.

کدام اندیکاتور برای شروع مناسب‌تر است؟

در سبک‌های جدید به هیچ عنوان از اندیکاتور استفاده نمی‌شود. بااین‌وجود، مناسب‌ترین اندیکاتور به نیاز شما بستگی دارد که در کدام زمینه قصد استفاده از آن را دارید. به‌طور کلی ۵ اندیکاتور بسیار پرکاربرد عبارت‌اند از: آر اس‌ آی (RSI)، استوکاستیک (Stochastic)، ام ای سی دی یا مکدی (MACD)، باندهای بولینگر (Bollinger Bands) و سیستم معاملاتی ایچیموکو (Ichimoku). 

آیا تحلیل تکنیکال در همه بازارها کاربرد دارد؟

تحلیل تکنیکال به روش پرایس اکشن، یک روش معاملاتی محبوب است که در تمام بازارهای مالی که دارای نمودار کندل استیک باشد، کاربرد دارد.


بروکر های پیشنهادی


صرافی های پیشنهادی

آخرین مطالب مجله

مشاهده همه

نظرات کاربران

فیلترها پاک کردن همه
جدید ترین
قدیمی ترین جدید ترین محبوب ترین پربحث ترین
0 نظر
در کامیونیتی ایران بروکر آزادانه گفت‌وگو کنیددر کامیونیتی ایران بروکر آزادانه گفتگو کنید پرسش، بحث و تبادل تجربه با معامله‌گران
عضو کامیونیتی شو عضو شو