این روزها، پشت سکوت شبکه، یک خطر آرام در حال رشد است. وبسایتها و پلتفرمهایی که برای زنده ماندن، نیازمند ارتباط مداوم با جهان هستند، ناگهان از چرخه بهروزرسانی بیرون افتادهاند. گواهیها تمدید نمیشوند، لایسنسها معلق میمانند و وصلههای امنیتی، پشت مرزهای بسته خاک میخورند. نتیجه هم میشود سیستمهایی که هر روز قدیمیتر و آسیبپذیرتر میشوند، بدون آنکه صاحبانشان حتی خبر داشته باشند.
در چنین فضایی، حمله سایبری دیگر یک سناریوی دور از ذهن نیست بلکه بیشتر شبیه اتفاقیست که فقط زمانش مشخص نیست. هکرها که منتظر نمیمانند اینترنت وصل شود تا حمله کنند! اتفاقاً این خلأ، بهترین زمان برای آنهاست. مگر نه این بود که حمله به صرافی نوبیتکس هم دقیقا در خاموشی قبلی اتفاق افتاد و چون سیستم مانیتورگ آنها به خاطر قطعی اینترنت تاخیر داشت خیلی دیرتر از آنچه که باید متوجه حمله شدند؟ وقتی رمزنگاری ضعیف میشود، وقتی کاربر نمیداند به کدام آدرس اعتماد کند، فیشینگ از یک تهدید فنی به یک دام اجتماعی تبدیل میشود. کلیکها بیاحتیاطتر میشوند و اعتماد، ارزانتر از همیشه فروخته میشود.
ماجرا که فقط به سایتهای بزرگ ختم نمیشود. اتفاقاً کسبوکارهای کوچک، فروشگاههای آنلاین نوپا و سرویسهایی که تیم امنیتی مستقل ندارند، اولین قربانیاناند. آنها نه دسترسی ویژه دارند، نه راهحل جایگزین. قطع اینترنت برایشان فقط «وقفه» نیست بلکه تعلیق امنیت و اعتبار است. هر رخنهای، هر نشت اطلاعاتی، میتواند ضربهای باشد که دیگر جبران نشود.
تناقض تلخ ماجرا اینجاست: در حالی که اینترنت به اسم امنیت محدود میشود، خودِ امنیت در لایههای فنی فرسودهتر میشود. سرورهایی که بهروز نیستند، نرمافزارهایی که وصله نمیخورند و مدیرانی که در بیخبری مطلقاند. این یک زنجیره معیوب است؛ تصمیمی که در سطح کلان گرفته میشود، هزینهاش را کاربر و کسبوکار خرد میپردازد.
شاید وقت آن باشد که امنیت را فقط در سطح دسترسی نبینیم. واقعیت این است که امنیت دیجیتال، بدون اتصال پایدار و آزاد به زیرساخت جهانی، بیشتر شبیه توهم است تا واقعیت.
مخاطب گرامی ایران بروکر
شما هم در پایین همین صفحه، تجربه شخصی خود را از مسیری این دو هفته طی کردید و از چالشهایی که داشتید با ما به اشتراک بگذارید.

نظرات کاربران