خاموشی دیجیتال؛ آزمونی که اعتماد اجتماعی در آن مردود شد

اعظم زمانیان
اتصال مجدد اینترنت

آنچه این روزها در حاشیه‌ی خاموشی اینترنت رخ می‌دهد، بیشتر شبیه آینه‌ای‌ست که شکاف‌های عمیقی را نشان می‌دهد. آینه‌ای که اگر جرئت نگاه‌کردن به آن را داشته باشیم، تصویر نگران‌کننده‌تری از «حکمرانی اتصال» و رابطه‌ ما با حق دسترسی به ارتباط را عیان می‌کند.

وقتی اینترنت قطع می‌شود، فقط یک سرویس فنی از کار نمی‌افتد. زنجیره‌ای از رفتارهای انسانی فعال می‌شود؛ از اضطراب و بی‌اعتمادی گرفته تا سوداگری، مهاجرت‌های موقت و حتی نوعی زیارت مدرن! آدم‌ها راه می‌افتند، نه برای تفریح یا تجارت، بلکه برای چند مگابایت ارتباط! مفهوم “مرز” هم از یک مفهوم سیاسی و امنیتی، تبدیل می‌شود به نقطه‌ای حیاتی برای نفس‌کشیدن دیجیتال.

در این میان، «دیتا» دیگر یک کالای لوکس نیست؛ به یک کالای حیاتی بدل شده که قیمتش را هم نه بازار رسمی، بلکه میزان استیصال تعیین می‌کند. وقتی کسی حاضر است برای چند گیگ اینترنت، مسیر صدها کیلومتری را طی کند یا بهای چند ده میلیون تومانی بپردازد که دیگر مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله فقدان یک حق بدیهی است که به حاشیه رانده شده. اینجا دیگر بحث فیلترشکن و پروکسی نیست؛ بحث این است که چرا دسترسی به جهان، به یک امتیاز طبقاتی یا جغرافیایی تبدیل شده؟!

نکته تلخ‌تر، شکل‌گیری نوعی «دانش مخفی» در دل این بحران است. هرکس راهی بلد است، اما آن را پنهان می‌کند. هر دریچه‌ای که باز می‌شود، بلافاصله با ترس از بسته‌شدن همراه است. اعتماد فرو می‌ریزد. حتی میان کسانی که در یک قایق نشسته‌اند. واقعیت این است که وقتی اینترنت قطع می‌شود، فقط اتصال قطع نمی‌شود بلکه همبستگی هم آسیب می‌بیند! (کسی چه می‌داند شاید هم هدف اصلی قطع اینترنت همین بوده)

از سوی دیگر، پرسشی آزاردهنده مدام تکرار می‌شود: چه کسانی وصل ماندند؟ نه با ترفند، نه با سفر، نه با سیم‌کارت خارجی. ساده و پایدار. این شکافِ اتصال، بی‌صدا اما عمیق، جامعه را دوپاره می‌کند: آنان که «دسترسی» دارند و آنان که «جست‌وجو» می‌کنند. اینجاست که اینترنت دیگر یک زیرساخت نیست؛ به ابزار قدرت تبدیل می‌شود.

راه دوری نرویم، بازار غیررسمی اتصال، با همه‌ی بی‌نظمی و فسادش، محصول تصمیم‌هایی‌ست که در جای دیگری گرفته شده. خیلی واضح است که وقتی راه رسمی بسته می‌شود، راه‌های غیررسمی رشد می‌کنند؛ آن هم با تمام تبعاتش: کلاهبرداری، قیمت‌های نجومی، ریسک‌های امنیتی و فرسایش اعتماد عمومی. مقصر نهایی اما نه فروشنده‌ی پروکسی است و نه مسافری که تا مرز می‌رود. مقصر، خلأ سیاست‌گذاری شفافی‌ست که حاضر نیست مسئولیت پیامدهای تصمیماتش را بپذیرد.

شاید وقت آن رسیده که به جای پرسیدن «چطور وصل شدند؟»، بپرسیم «چرا باید این‌طور وصل شوند؟». اینترنت، اگر قرار است ابزار توسعه، آموزش و اقتصاد باشد، نمی‌تواند کالایی قاچاق یا امتیازی گزینشی باقی بماند.

مطالبه امروز، نه اینترنت پرسرعت‌تر است و نه فیلتر کمتر؛ مطالبه، حق اتصال پایدار، برابر و پاسخ‌گوست. حقی که اگر به رسمیت شناخته نشود، هر بار در لب مرزها، با هزینه‌ای بیشتر و زخمی عمیق‌تر، دوباره خودش را مطالبه خواهد کرد.

مخاطب گرامی ایران بروکر
شما هم در پایین همین صفحه، تجربه شخصی خود را از مسیری این دو هفته طی کردید و از چالش‌هایی که داشتید با ما به اشتراک بگذارید.

منبع: ایران بروکر


بروکر های پیشنهادی


صرافی های پیشنهادی

آخرین اخبار

مشاهده همه

نظرات کاربران

فیلترها پاک کردن همه
جدید ترین
قدیمی ترین جدید ترین محبوب ترین پربحث ترین
2 نظر
میلاد حسینی ۰۱ بهمن ۱۴۰۴

تأسف آوره، اطلاعی از آن به اصطلاح فعالین و تجار که گفته شد که به اینترنت دسترسی دارند ، در دسترس هست؟ خبرگزاری ها چطور؟ اصلا گروهی هستند که موفق به اتصال شده باشند؟ اگر چنین افرادی دسترسی داشته باشند، قطعا موضوع طبقاتی شدن اینترنت درمیان هستش.

Ahmad gholi ۰۱ بهمن ۱۴۰۴

به زودی زود این ابزار اعمال قدرت و زور هم از دست ستمگران خارج میشه. کمی صبر کنیم سحر نزدیک است اینترنت ماهواره ای برای موبایل نهایتا یک تا دو سال دیگه فعال میشه.