این روزها چارت نفت خام دقیقاً شبیه به یک میدان جنگ تکنیکالی و فاندامنتالی شده که خرسها و گاوها در حساسترین زون چند ماه اخیر، روبروی هم صفآرایی کردهاند. از یک طرف، سایه سنگین افزایش تولید اوپکپلاس در ماه آگوست و رکود تقاضای چین، ترمز پرواز قیمت را کشیده و مارکت را نزولی میکند؛ اما از طرف دیگر، معاملهگران میدانند که روابط ایران و آمریکا لبه تیغ است و هر جرقه تنش یا به بنبست خوردن مذاکرات در خاورمیانه، میتواند پتانسیل جهش ناگهانی قیمت را بیدار کند.
در این میان، خریداران تکاپوی شدیدی را روی چارت شروع کردهاند و واگراییهای مثبتی را در تایمفریمهای پایین ساختهاند تا شاید بتوانند مارکت را از این خفقان نجات دهند؛ اما آیا رمق کافی برای تغییر روند را دارند یا این هم صرفاً یک تله گاوی دیگر است؟ در این مقاله، قرار است چارت تکنیکال برنت را بررسی کنیم و ببینیم محرکهای کلان، نفت را به کدام سمت پرتاب خواهند کرد.
تحلیل تکنیکال نفت برنت
اگر نگاهی به چارت روزانه نفت برنت بیندازیم، کاملاً واضح است که ساختار و روند نزولی کماکان در چارت مشهود است. قیمت بعد از یک سقوط از محدوده ۱۲۰ دلار، حمایت روانی ۸۰ دلار را هم دو از دست داد و حتی خودش را به مرز ۶۹ دلار نزدیک کرد.
اما در این میان، نشانههای تکنیکالی جالبی روی چارت روزانه پدیدار شده است؛ بعد از ثبت یک کندل همر (چکش) در کف قیمتی، شاهد تشکیل چند کندل صعودی پشتسرهم بودیم و همزمان، اندیکاتور RSI هم موفق شده مرز اشباع فروش ۳۰ را رو به بالا بشکند.
این فکتهای تکنیکال کلاسیک به ما میگویند که فروشندگان قدرتشان کم شده و احتمالاً یک اصلاح رو به بالا (رالی صعودی موقت) در راه است. اما یادتان باشد این نشانهها به تنهایی برای لانگ کردن بازار کافی نیستند؛ ساختار کلی چارت هنوز دست خرسهاست و برای یک صعود واقعی، حتماً باید در تایمفریمهای پایینتر شکست ساختاری (CHoCH) رخ دهد و تاییدیه قطعی بگیریم.

وقتی تایمفریم را کم میکنیم و به سراغ چارتهای ۴ ساعته و ۱ ساعته میرویم، این فشرده شدن قیمت به همراه یک واگرایی مثبت گسترده کاملاً به چشم میآید. از طرفی، رسیدن RSI به بالای مرز ۵۰ واحد در این تایمفریمها، پتانسیل خریداران برای ریکاوری را نشان میدهد. اما در طرف مقابل، وزنههای سنگین نزولی هنوز اجازه صعود نمیدهند؛ ساختار اصلی چارت کماکان متمایل به پایین است و آخرین موج صعودی هم رمق و جان چندانی ندارد.
حالا با این اوصاف، نتیجه و استراتژی معاملاتی ما چیست؟
طبق منطق ساختار مارکت، ما همچنان در جبهه فروشندگان و روند نزولی باقی میمانیم؛ مگر اینکه قیمت بتواند یک کندل ۴ ساعته صعودی و قدرتمند بالای تراز ۷۴.۹ دلار ببندد و سقف اخیر را فتح کند. تنها در این صورت است که دلایل کافی برای برگشت صعودی قیمت تا محدوده ۸۲ دلار روی چارت فراهم خواهد شد.

پشت پرده مذاکرات ایران و آمریکا؛ حباب جنگ کاملاً تخلیه شد
در جبهه ژئوپلیتیک، اوضاع در خاورمیانه به سمت مسیرهای دیپلماتیک حرکت کرده و ایالات متحده و ایران در حال انجام مذاکرات غیرمستقیم هستند. حساسترین بخش این گفتگوها همچنان روی تنگه هرمز متمرکز است؛ شاهراه حیاتی که بیش از ۲۰ درصد تجارت نفت کل جهان از دل آن عبور میکند.
تا اینجای کار پیشرفتهای خوبی حاصل شده است؛ از جمله توافق اولیه برای باز نگهداشتن کامل تنگه و تمدید تعلیق فعالیتهای نظامی. البته هنوز هیچ بیانیه رسمی برای امضای یک پیمان صلح پایدار در کوتاهمدت صادر نشده، اما نکته کلیدی برای ما تریدرها این است که مارکت دیگر منتظر امضای رسمی نمانده و «پرمیوم ریسک» یا همان حباب جنگی را به کل از قیمت هر بشکه نفت تخلیه کرده است.
با اینکه تنشهای جزئی کوچکی مخابره شده اما تداوم این مذاکرات چراغ سبز خوشبینی را روشن نگه داشته است. به همین دلیل، فشار ریزشی روی نفت پابرجا مانده.
اما یادتان باشد که نفت در سال ۲۰۲۶ ثابت کرده که یک کاتالیزور به شدت حساس به اخبار سیاسی است. به طور کلی، ما در حال حاضر با دو سناریوی متمایز روبرو هستیم:
- اگر مذاکرات ناگهان به بنبست بخورد، روند عادیسازی تجارت متوقف شود و نشانههایی از درگیری نظامی دوباره پدیدار شود، آن بایاس صعودی فراموششده میتواند خیلی سریع بیدار شود و قیمتها را بالا بکشد. البته قبل از اخبار ممکن است آن را از زبان تکنیکال بشنوید.
- اگر این آرامش به یک صلح نزدیکتر ختم شود و هیچ ریسک نظامی جدیدی چارت را تهدید نکند، فعالیتهای عرضه کاملاً نرمال شده و فشار فروش همچنان در چارت حس خواهد شد اما با شیب بسیار کمتری.
بررسی نشست جدید اوپکپلاس
در تاریخ ۵ جولای ۲۰۲۶، کشورهای اصلی تولیدکننده نفت در قالب ائتلاف اوپکپلاس یک جلسه مجازی فوقالعاده برگزار کردند. خروجی و نتیجهگیری کلی این نشست، شوک جدیدی به سمت عرضه بازار وارد کرد؛ اعضای این کارتل تصمیم گرفتند استراتژی افزایش تولید روزانه خود را دوباره از سر بگیرند. طبق این تصمیم، یک تعدیل جدید صورت گرفته که بر اساس آن، از ماه آگوست ۲۰۲۶ روزانه ۱۸۸ هزار بشکه نفت اضافی روانه بازارهای جهانی خواهد شد.
این اقدام اوپکپلاس در واقع بخشی از برنامه بزرگتر آنها برای حذف تدریجی و مداوم کاهش تولیدهای داوطلبانهای است که در سال ۲۰۲۳ تصویب شده بود. با این کار، عملاً شیرهای نفت بازتر شده و حجم نقدینگی کالایی در بازار به شدت بالا میرود. درست است که این سازمان قرار است دوباره در ۲ آگوست تشکیل جلسه دهد، اما در بیانیه خود صراحتاً اعلام کردهاند که این افزایش تولید با توجه به کاهش محسوس درگیریها در خاورمیانه و با هدف تثبیت تولید جهانی کاملاً لازم و ضروری است.
این تصمیم یک پیغام واضح برای تریدرها دارد: اوپکپلاس فوکوس خود را روی بازگرداندن تدریجی تولید به سطح نرمال (پیش از کاهشهای داوطلبانه سنوات قبل) گذاشته است. بر اساس دادههای وبسایت ماکرومیکرو (Macromicro)، با وجود تمام چالشها و تنشهایی که در طول سال ۲۰۲۶ در تنگه هرمز شاهد بودیم، انتظار میرود اوپک تا اوایل سال ۲۰۲۷ نزدیک به ۳۰ درصد از کل تولید نفت جهان را دوباره در دست بگیرد. این موضوع جایگاه این کارتل را به عنوان فرمانروای عرضه تایید میکند؛ چرا که هر تصمیم آنها کل انتظارات بازار را تغییر میدهد. با این اوصاف، تا زمانی که تقاضای جهانی این بشکههای اضافی آگوست را جذب نکند، ریسک اشباع عرضه (Oversupply) روی سر نفت WTI سنگینی خواهد کرد.
چشمانداز تقاضا در دستان چین
در حال حاضر، این تقاضای واقعی بازار است که تعیین میکند حرکت بزرگ بعدی نفت به کدام سمت باشد. در این مسیر، تریدرها دارند بازار چین را به دقت رصد میکنند؛ چرا که هرگونه نشانهای از کند شدن اقتصاد چین، میتواند دوباره قیمتها را به سرعت نوسانی کند.
نشانه واضح این رکود تقاضا را میتوان در رفتار بزرگترین صادرکننده نفت جهان دید؛ عربستان سعودی قیمت رسمی فروش نفت خود را برای مشتریان آسیایی در ماه آگوست کاهش داده است.
این یعنی رقابت سختی بین فروشندهها برای تصاحب خریداران در آسیا شکل گرفته و از طرف دیگر، ثابت میکند که فضای تقاضا اصلاً تعریفی ندارد. با این حساب، نفت برای یک صعود جدی کار سختی دارد؛ مگر اینکه یک تقاضای واقعی در بازار بیدار شود و این حجم از عرضه را جذب کند.

نظرات کاربران