پارادوکس دانش در ترید؛ چرا هرچه بیشتر یاد می‌گیریم، تصمیم بدتری می‌گیریم؟

پریا اکبری
پارادوکس دانش در ترید؛ چرا هرچه بیشتر یاد می‌گیریم، تصمیم بدتری می‌گیریم؟

گاهی مشکل شما در معامله‌گری این نیست که اطلاعات کافی ندارید؛ بلکه آنقدر اطلاعات جمع کرده‌اید که نمی‌دانید باید به کدام اعتماد کنید. نمودارها را بررسی می‌کنید، تحلیل‌های مختلف را می‌خوانید، اخبار اقتصادی را دنبال می‌کنید و به سراغ گروه‌های ترید می‌روید تا نظرات آن‌ها را هم مطالعه کنید؛ مبادا نکته‌ای را از قلم انداخته باشید.

اما هر نکته به‌جای اینکه شما را مطمئن‌تر کند، انگار گمراه‌ترتان می‌کند. این کاری است که پارادوکس دانش با ما می‌کند. در این مطلب از ایران بروکر بررسی می‌کنیم که پارادوکس دانش چیست، چه تأثیری روی تصمیم‌گیری‌های یک تریدر دارد وچگونه از آن جلوگیری کنیم تا کیفیت تصمیم‌هایمان افت نکند و بتوانیم از فرصت‌هایی که بازار پیش رویمان قرار می‌دهد، استفاده کنیم.

Paradox of Knowledge چیست و چرا در بازارهای مالی اتفاق می‌افتد؟

پارادوکس دانش (Paradox of Knowledge) به این مفهوم اشاره دارد که هرچه بیشتر درباره چیزی یاد می‌گیریم، بیشتر متوجه وسعت چیزهایی می‌شویم که نمی‌دانیم. در نگاه اول اینگونه به‌نظر می‌رسد که کسب اطلاعات باعث می‌شود ما اطمینان بیشتری پیدا کنیم که پاسخ یا نتیجه درست چیست؛ اما با عمیق‌تر شدن دانش، پرسش‌ها و ابهام‌های بیشتری آشکار می‌شوند. به همین دلیل، مسیر کسب دانش شبیه مسیر خطی از ندانستن به دانستن نیست و بیشتر شبیه دایره‌ای است که دائم در حال بزرگ‌تر شدن و گسترش است.

پارادوکس دانش

این پدیده در بازارهای مالی هم دیده می‌شود. یک تریدر هرچه بیشتر نمودارها، اخبار و داده‌های اقتصادی را بررسی می‌کند، ممکن است به‌جای رسیدن به یک پاسخ قطعی، با سناریوها و عوامل بیشتری روبه‌رو شود. در چنین شرایطی، دانستن بیشتر به‌جای آنکه تریدر را برای یک تصمیم، قاطع‌تر کند، می‌تواند او را سرگردان‌تر کرده و عدم قطعیت‌های او را افزایش دهد.

یکی از مهم‌ترین دلایل این مسئله، ماهیت پیچیده و غیرقابل‌پیش‌بینی بازار‌های مالی است؛ زیرا هیچ مقدار اطلاعاتی نمی‌تواند تمام متغیرهای مؤثر بر حرکت قیمت را در اختیار تریدر قرار دهد.

چرا تریدرهای باتجربه هم ممکن است قربانی دانش خود شوند؟

تریدر باتجربه معمولا اطلاعات بیشتری از بازار می‌شناسد؛ از الگوهای قیمتی و شاخص‌های تکنیکال گرفته تا داده‌های اقتصادی و رفتار معامله‌گران. اما همین دانش زیاد می‌تواند گزینه‌های بیشتری را هنگام تصمیم‌گیری پیش روی او قرار دهد و یک تصمیم ساده را به تصمیم سخت تبدیل کند.

در واقع هرچه بیشتر بدانید، احتمال بیشتری دارد که برای یک حرکت ساده بازار، ده‌ها توضیح و سناریوی متفاوت را پیدا و تحلیل کنید و پارادوکس دانش دقیقاً از همین‌جا شکل می‌گیرد. گاهی تریدر به‌جای اینکه بازار را بهتر ببیند، آن‌قدر به جزئیات نگاه می‌کند که تصویر کلی را از دست می‌دهد.

در چنین شرایطی، مشکل دیگر کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی تریدر در تشخیص اطلاعات مهم از اطلاعات غیرضروری است.

وقتی دانش بیشتر، دیدن فرصت‌های ساده را سخت‌تر می‌کند

دانش بیشتر نه‌تنها تصمیم‌گیری را برای ما سخت‌تر می‌کند، بلکه ممکن است مشاهده فرصت‌های سودده‌ای را که جلوی چشممان قرار دارد را نیز دشوارتر کند. در واقع، تریدر با کسب دانش بیشتر و انجام تحلیل‌های متعدد، به‌دنبال نشانه‌ها و الگوهای پیچیده‌تری می‌رود و ممکن است آنچه را که به‌سادگی در مقابل او قرار دارد، نادیده بگیرد.

تریدر شروع می‌کند به جست‌وجوی پاسخ در میان ده‌ها اندیکاتور، گزارش اقتصادی، الگوی نموداری و سناریوی احتمالی. درصورتی که این موارد ممکن است نویز بیشتری ایجاد کرده و معامله‌گر را از تصمیم و فرصتی ساده که پیش رویش قرار دارد، منحرف کند.

پس هرچه بیشتر بدانیم، ممکن است بیشتر به دنبال چیزی بگردیم که اصلاً برای تصمیم‌گیری به آن نیاز نداریم.

چگونه افزایش مدل‌ها، استراتژی‌ها و تحلیل‌ها باعث پیچیده شدن تصمیم‌ها می‌شود؟

در بازارهای مالی، استراتژی‌های مختلف، الگوهای زیاد و کندل‌هایی با اشکال متفاوت وجود دارند. در چنین شرایطی، هرچه معامله‌گر با ابزارها و روش‌های بیشتری آشنا باشد، باید متغیرهای بیشتری را هنگام تصمیم‌گیری بررسی کند. برای مثال، یک الگوی کندلی ممکن است سیگنال خاصی بدهد، یک استراتژی مبتنی بر روند هشدار دیگری بدهد و تحلیلی دیگر، همان حرکت قیمتی را به شکل متفاوتی تفسیر کند.

در کنار این عوامل، بازار نیز دائماً اطلاعات جدیدی وارد معادله می‌کند؛ از تغییر انتظارات درباره نرخ بهره و تحولات ژئوپلیتیکی گرفته تا انتشار داده‌های اقتصادی و حتی اظهارنظرهای ناگهانی افراد تأثیرگذار مانند ایلان ماسک. هرکدام از این اتفاقات می‌توانند در مدت کوتاهی، فرضیاتی را که معامله‌گر بر اساس آن‌ها تحلیل خود را شکل داده بود، تغییر دهند. در نتیجه، ممکن است درست در لحظه‌ای که معامله‌گر آماده تصمیم‌گیری است، اطلاعات تازه‌ای وارد بازار شود.

پیچیدگی تصمیم با پارادوکس دانش

در چنین شرایطی، افزایش داده‌ها و اطلاعات لزوماً به معنای افزایش اطمینان نیست؛ گاهی نتیجه عکس دارد و معامله‌گر را با ابهام و عدم‌قطعیت بیشتری مواجه می‌کند. هرچه گزینه‌ها، سناریوها و عوامل بیشتری برای بررسی وجود داشته باشد، رسیدن به تصمیم نهایی دشوارتر می‌شود و این فرایند می‌تواند در نهایت به فلج تصمیم‌گیری منجر شود؛ وضعیتی که معامله‌گر به‌جای اقدام، آن‌قدر منتظر اطمینان بیشتر می‌ماند که ممکن است فرصت معاملاتی پیش روی خود را از دست بدهد.

تفاوت بین دانش مفید و دانش اضافی در معامله‌گری چیست؟

دانش مفید به آن دسته از اطلاعاتی در معامله‌گری گفته می‌شود که کیفیت تصمیم تریدر را افزایش دهد. در واقع اطلاعاتی که بتواند به این دسته از سوالات پاسخ بدهد:

  • چه زمانی وارد معامله شوم؟
  • چه زمانی وقتی خروج از معامله است؟
  • حد ضرر را تا کجا مشخص کنم؟
  • آیا الان وقت خرید است؟
  • در چه صورت و در چه شرایطی نباید وارد معامله شوم؟

این اطلاعات تصمیم نهایی را روشن‌تر می‌کند. اما دانش اضافی به مجموعه‌ای از اطلاعاتی گفته می‌شود که دانستن آن‌ها بیشتر از آنکه تصمیم را آسان‌تر کند، ذهن را شلوغ‌تر می‌کنند. بااین‌حال دانش اضافی، لزوماً اطلاعات بی‌ارزش یا اشتباهی نیستد. اتفاقاً ممکن است یک تحلیل، اندیکاتور، الگوی نموداری یا خبر اقتصادی کاملاً معتبر باشد، اما برای تصمیم فعلی تریدر ضروری نباشد. وقتی چنین اطلاعاتی وارد پروسه تصمیم‌گیری تریدر می‌شوند، سناریو‌ها را بیشتر کرده و سرعت تریدر را برای تصمیمی ساده، سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌کند.

چرا تریدرهای حرفه‌ای به دنبال حذف اطلاعات غیرضروری هستند؟

یک تریدر حرفه‌ای، بیش از آنکه به‌دنبال اطلاعات بیشتر باشد، به‌دنبال اطلاعات مهم و کاربردی است. اطلاعاتی که می‌تواند او را به تصمیم نهایی نزدیک‌تر کند، نه اینکه او را گمراه‌تر کرده و از تصمیم دور کند. در بخش‌های بالاتر بررسی کردیم که اطلاعات بیشتر مساوی با تصمیم بهتر نخواهد بود. گاهی هوشمندانه‌ترین کار این است که اطلاعات غیرضروری که می‌تواند ما را از اصل ماجرا دور کند را فیلتر کرده و فقط اطلاعات کاربردی را بررسی کنیم.

آیا نقطه‌ای وجود دارد که یادگیری بیشتر، بازدهی کمتری ایجاد کند؟

می‌توان گفت که از یک جایی به بعد، اطلاعات و یادگیری بیشتر دیگر به اندازه قبل به تصمیم‌گیری کمک نمی‌کند. پژوهشی که در Journal of Economic Psychology (لینک پژوهش) منتشر شده نشان می‌دهد افراد هنگام تصمیم‌گیری، گاهی فایده اطلاعات جدید را بیش از اندازه برآورد می‌کنند؛ یعنی تصور می‌کنند دانستن یک داده یا دریافت اطلاعات جدیدتر، احتمال تصمیم درست را بیشتر از آنچه واقعاً هست افزایش می‌دهد. در این پژوهش، شرکت‌کنندگان به‌طور متوسط احتمال موفقیت در تصمیم پس از دریافت اطلاعات بیشتر را حدود ۱.۸ درصد بیش از مقدار واقعی برآورد کرده بودند.

در واقع تریدر ممکن است پس از بررسی نمودار و استراتژی خود، به سراغ یک اندیکاتور دیگر، تحلیل تازه، خبر اقتصادی یا دیدگاه یک تحلیلگر برود، با این تصور که اطلاعات بیشتر بالاخره می‌تواند کیفیت تصمیم‌هایش را بهتر کند. اما ممکن است این اطلاعات آن‌قدرها هم که تریدر انتظار دارد، بازدهی نداشته باشد و یا حتی گمراه‌تر نیز بشود.

نکته مهم این است که بدانیم یادگیری زمانی ارزشمند است که توانایی تحلیل و تصمیم‌گیری را بهبود دهد؛ اما از جایی به بعد، تشخیص اینکه چه اطلاعاتی ارزش توجه دارند و چه اطلاعاتی فقط پیچیدگی ایجاد می‌کنند، می‌تواند به‌اندازه یادگیری خود اطلاعات اهمیت داشته باشد.

چگونه از دام Paradox of Knowledge در معاملات جلوگیری کنیم؟

اولین قدم این است که افزایش اطلاعات را با افزایش اطمینان اشتباه نگیریم. هر تحلیل، خبر یا داده جدید می‌تواند بخشی از واقعیت بازار را برایمان روشن کند، اما هم‌زمان احتمال‌ها و عوامل دیگری را هم پیش روی ما قرار دهد. بنابراین، هدف از یادگیری بیشتر نباید رسیدن به قطعیت، بلکه تصمیم‌گیری بهتر در شرایط عدم‌قطعیت باشد.

در معاملات، بهتر است به‌جای جمع کردن اطلاعات بسار زیاد، مشخص کنیم کدام داده می‌تواند روی تصمیم ما واقعاً اثرگذار باشد. داشتن چند معیار مشخص برای ورود و خروج، تعریف سناریوهای مختلف و پایبندی به یک روش معاملاتی کمک می‌کند تا افزایش اطلاعات منجر به سردرگمی نشود. دانستن بیشتر زمانی ارزشمند است که کیفیت تصمیم را بالا ببرد، نه اینکه فقط حجم اطلاعات ذهن را بیشتر کند.

در نهایت، یک تریدر باید بپذیرد که محدودیت دانش هم بخشی از فرایند معامله است. بازار همیشه عواملی دارد که نمی‌توان آن‌ها را از قبل شناخت یا پیش‌بینی کرد و پذیرش این موضوع باعث می‌شود که بیش از حد به تحلیل‌ها اعتماد نکنیم. در واقع هدف این نیست که همه‌چیز را بدانیم؛ هدف این است که بدانیم چه می‌دانیم، چه نمی‌دانیم و بر اساس همین تفاوت تصمیم بگیریم.

کلام پایانی

پارادوکس دانش به این معنی است که هرچه اطلاعات بیشتری به‌دست آوریم، آگاهیمان نسبت به ندانسته‌ها بیشتر خواهد شد. این موضوع به‌ویژه در ترید و تصمیم‌های مالی بسیار پررنگ‌تر است؛ زیرا هر تصمیم، تأثیر مستقیمی روی سرمایه ما خواهد داشت، به‌همین دلیل تریدر دائم به‌دنبال اطلاعات بیشتر، تحلیل‌های بیشتر، اخبار و اندیکاتورهای بیشتر می‌رود. تریدر در واقع اینکار را انجام می‌دهد تا تصمیم مطمئن‌تری بگیرد، اما اطلاعات بیشتر می‌توانند نتیجه عکس بدهند و فرد را گمراه‌تر کنند.

بنابراین بهتر است به‌جای آنکه روی جمع‌آوری اطلاعات تمرکز کرده و خود را به انباری اطلاعات تبدیل کنیم، به دنبال داده‌های مهم، کاربردی و تأثیرگذار برویم تا بتوانیم فرصت‌های بازار را به موقع شناسایی و از آن‌ها استفاده کنیم.

سوالات متداول

تفاوت یادگیری مفید با یادگیری بیش از حد چیست؟

یادگیری مفید به تصمیم یا اقدام شما کمک می‌کند. اما یادگیری بیش از حد ممکن است بدون ایجاد ارزش جدید، فقط گزینه‌ها و تردیدها را افزایش دهد.

چرا دانش بیشتر گاهی باعث کند شدن تصمیم‌گیری می‌شود؟

چون آگاهی بیشتر از پیامدهای احتمالی، تعداد سناریوهایی که هنگام تصمیم‌گیری در نظر می‌گیریم را فزایش می‌دهد.

آیا افزایش دانش همیشه باعث تصمیم‌گیری بهتر می‌شود؟

خیر. از نقطه‌ای به بعد، اطلاعات بیشتر می‌تواند پیچیدگی و تردید ایجاد کند و تصمیم‌گیری را دشوارتر کند.