خودمهارگری در معامله‌گری؛ وقتی منطق و هیجان روبه‌روی هم می‌ایستند

نرگس فهیمی
خودمهارگری در معامله‌گری؛ وقتی منطق و هیجان روبه‌روی هم می‌ایستند

نویسنده: هادی اسماعیلی (روان‌شناس)

معامله‌گری در بازارهای مالی آنلاین، پیش از آنکه به دانش تخصصی وابسته باشد، به خودآگاهی و مهارت در مدیریت هیجانات نیاز دارد. بازارهای مالی محیطی است که در آن اطلاعات به سرعت تغییر می‌کنند و نتیجه تصمیم‌ها قابل پیش‌بینی نیست. سود می‌تواند احساس اطمینان ایجاد کند و زیان ممکن است ترس یا خشم یا میل به جبران را فعال کند. حتی انتظار برای شکل‌گیری یک موقعیت معاملاتی می‌تواند فرد را در وضعیت برانگیختگی قرار دهد. بنابراین معامله‌گر در کنار تحلیل بازار، با وضعیت روانی خودش نیز مواجه است. به بیان دیگر، در حین معامله انگار دو بخش وجود دارد: یکی تحلیل‌گر و دیگری هیجانی. در این میان، ویژگی‌های شخصیتی افراد نیز در معامله نقش تعیین‌کننده‌ای دارند؛ فردی که شخصیت واقع‌بینی دارد، نوع معامله‌اش با فرد خیالباف فرق می‌کند. شخصیت محافظه‌کار با رادیکال، و شخصیت تنیده با آرمیده، به یک صورت معامله نمی‌کنند..
یکی از ویژگی‌هایی که در معامله‌گری قابل‌توجه است، خودمهارگری می‌باشد. طبق نظر بامیستر، خودمهارگری یعنی توانایی تشخیص و تنظیم امیال و عواطف که مشخصه‌اش اعمال اراده، خودانضباطی و توانایی به تعویق انداختن لذت و پاداش است. خودمهارگری با مفهوم تکانش‌وری هم رابطه دارد و نشان می‌دهد که فرد چقدر می‌تواند به پیامدهای رفتار خود بیندیشد. کسانی که خودمهارگری بالایی دارند، در مدیریت زندگی، پس‌انداز کردن پول، و داشتن پشتکار، توانایی بیشتری از خود بروز می‌دهند.


حال این ویژگی چطور می‌تواند در معامله‌گری مؤثر باشد؟

معامله و ترید کردن در فضایی انجام می‌شود که انگار هر حرکت و حتی رنگ کندل، یک احساس را در درون تریدر برمی‌انگیزد. با بالا و پایین شدن قیمت، هر لحظه یک تحلیل تأیید یا رد می‌شود. بنابراین هر آن، بینش و هیجان تریدر دستخوش تغییر می‌شود. در چنین شرایطی، انگار دو بخش از تریدر در حال معامله است: یک بخش منطقی که در حال بررسی نحوه شکل‌گیری نمودار و حرکت کندل و اخبار و رویدادهای تأثیرگذار است، و یک بخش هیجانی که به خاطر سود و زیان یا تأیید و نقض تحلیل‌ها، درون فرد شکل می‌گیرد. در این میان، خودمهارگری و توانایی تنظیم و کنترل بخش احساسی بسیار مهم می‌شود؛ زیرا ممکن است معامله‌گر با اینکه شرایط نوسانی بازار و ریسک شدید آن را تشخیص داده باشد، اما نتواند جلوی خودش را برای معامله در آن لحظه بگیرد و انگار محکوم به معامله‌گری است. به تعبیر دیگر، نمی‌تواند تکانه درونش را مهار کند. به طور مثال، معامله‌گری را تصور کنید که برای خودش قانون مشخصی درباره میزان ریسک تعیین کرده است. پس از یک زیان، ممکن است میل به جبران سریع فعال شود و او را به سمت ورود به معامله‌ای با ریسک بالاتر سوق دهد. در اینجا تصمیم جدید لزوما نتیجه تحلیل تازه‌ای از بازار نیست؛ بلکه بیشتر پاسخی هیجانی به تجربه زیان است. خودمهارگری به فرد کمک می‌کند میان «میل به انجام یک کار» و «ضرورت انجام آن کار» تفاوت قائل شود. معامله‌گر برای کسب و حفظ سود، نیاز دارد در شرایط پرریسک و یا وقتی تمرکز کافی ندارد، لحظاتی از بازار فاصله بگیرد و صرفا مشاهده‌گر باشد و نه معامله‌گر.
خودمهارگری یک ویژگی وابسته به لحظه معامله نیست. الگوهای رفتاری فرد در زندگی روزمره نیز می‌توانند تصویری از نحوه مواجهه او با تکانه‌ها ارائه دهند. فردی که اکثر اوقات تصمیم‌های فوری می‌گیرد یا تحمل کمی برای انتظار دارد و در برابر امیال لحظه‌ای خودش نمی‌تواند وقفه‌ای ایجاد کند ممکن است در موقعیت‌های پر فشار معاملاتی نیز با چالش بیشتری روبه‌رو شود.
یک تریدر حرفه‌ای علاوه بر تحلیل درست از وضعیت بازار، با تسلط بیشتری بر هیجانات خود معامله می‌کند و خواسته‌ها و تکانه‌های لحظه‌ای‌ خود را رصد کرده و مهار می‌کند.

هادی اسماعیلی، روانشناس