اونس جهانی طلا (XAU/USD) در نیمه اول سال جاری میلادی، نوسانات بسیار شدیدی را به نمایش گذاشت. این فلز گرانبها در فاصله ماه ژانویه تا فوریه با جهش بیش از ۲۰ درصدی روبرو شد، اما بلافاصله وارد یک روند نزولی شدیدی شد که در فاصله ماه مارس تا پایان سه ماهه دوم، نزدیک به ۳۰ درصد از ارزش خود را از دست داد.
اکنون با آغاز نیمه دوم سال، حرکت بزرگ بعدی طلای جهانی میتواند باعث یک بازگشت پرقدرت برای این دارایی شود یا اینکه قیمت آن را به سمت ضعیفترین عملکرد سالانه از سال ۲۰۱۳ تا کنون هدایت کند.
در این مقاله چه میخوانید؟ (خلاصه در یک نگاه)
- بررسی علل ثبت سقف ۵,۶۰۰ دلاری در ژانویه و ریزش شدید بعدی.
- تحلیل سناریوی صعودی (آتشبس خاورمیانه، افت تورم و کاهش نرخ بهره)، سناریوی نزولی (تداوم تورم انرژی/هوش مصنوعی و سیاستهای سختگیرانه) و سناریوی رنج.
- بررسی خریدهای سنگین نهادهای مالی بزرگ دنیا (۲۴۴ تن تنها در سه ماهه اول) و تفاوت ساختاری شرایط کنونی با بحران سال ۲۰۱۳.
- تحلیل تقابل فشارهای کوتاهمدت (دلار قوی و سود اوراق) با محرکهای بلندمدت نظیر روند دلارزدایی و جذب تقاضای ساختاری.
- تثبیت و شکست قاطع بالای محدوده ۴,۱۷۰ تا ۴,۲۰۰ دلار راه را برای صعود به سمت ۴,۳۳۰ و ۴,۷۱۰ دلار باز میکند، در حالی که شکست حمایت ۳,۷۱۰ دلار، ریسک ریزش قیمت تا سطوح ۳,۲۶۰ و ۳,۰۰۰ دلار را فعال خواهد کرد.
چرا اونس طلا جایگاه «پناهگاه امن سرمایهگذاری» خود را از دست داد؟
طلا سال جاری را با روحیهای کاملاً صعودی آغاز کرد و در اواخر ماه ژانویه موفق شد سقف تاریخی جدیدی در نزدیکی سطح ۵,۶۰۰ دلار ثبت کند.
در آن زمان، افزایش انتظارات برای اتخاذ سیاستهای آسانتر و کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی آمریکا (به ویژه با مطرح شدن کوین وارش (Kevin Warsh) به عنوان شانس اصلی جانشینی جروم پاول) باعث فشار بر بازده اوراق قرضه خزانه داری آمریکا و تضعیف شاخص دلار (USD) شد و سوخت لازم را برای رشد قیمت طلا تامین کرد.
علاوه بر این، بالا گرفتن تنشها در خاورمیانه و به نتیجه نرسیدن تلاشهای دیپلماتیک در قبال موضوعات ژئوپولیتیک، باعث شد تا اونس طلا به عنوان یک پناهگاه امن سنتی با تقاضای بسیار سنگینی مواجه شود.
اما در آخرین روز معاملاتی ماه ژانویه، قیمت طلا ریزش شدیدی را تجربه کرد، هرچند که در مجموع این ماه بازدهی مثبت ۱۳ درصدی را ثبت نمود. تایید نهایی نامزدی کوین وارش باعث فعال شدن سناریوی «شایعه را بخر، خبر را بفروش» شد. از سوی دیگر، سرمایهگذاران متوجه شدند که وارش طرفدار انضباط سختگیرانه پولی است و قرار نیست به یک بلهقربانگو برای دونالد ترامپ (رئیس جمهور آمریکا که اصرار بر کاهش سریع نرخ بهره داشت) تبدیل شود.
با این حال، طلا شتاب صعودی خود را در ماه فوریه حفظ کرد زیرا ریزش قیمتها باعث جذب مجدد خریداران، به ویژه خریداران سازمانی شد. شورای جهانی طلا (WGC) در گزارش ماهانه خود برای فوریه قید کرد:
صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله (ETF) طلا با پشتوانه فیزیکی در سطح جهان، در ماه فوریه شاهد ورود ۵.۳ میلیارد دلار سرمایه جدید بودند.
این قویترین شروع دو ماهه اول سال و نهمین ماه متوالی ورود سرمایه بود، چرا که سرمایهگذاران در میان ریسکهای ژئوپلیتیکی بالا و تغییر شرایط اقتصاد کلان، به افزایش سهم طلا در سبد داراییهای خود ادامه دادند.

اما شرایط زمانی به طور ناگهانی و شدید تغییر کرد که در تاریخ ۲۸ فوریه، اسرائیل و آمریکا اقدام به انجام یک عملیات نظامی مشترک علیه ایران کردند.
با جهش شدید قیمت نفت خام و دامن زدن آن به ترسهای تورمی، طلا به سرعت جایگاه «پناهگاه امن» خود را از دست داد و رو به پایین چرخید. طلای جهانی پس از سقوط نزدیک به ۱۲ درصدی در ماه مارس، تا حدی به ثبات رسید اما در ماههای آوریل و می نیز ریزشهای جزئی را ثبت کرد.
اعلام یک آتشبس موقت دو هفتهای میان آمریکا و ایران در اوایل آوریل و سپس تمدید نامحدود آن، به طلا کمک کرد تا حدی زیر پای خود را محکم کند.
اگرچه آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن یک یادداشت تفاهم (MoU) برای ایجاد آتشبس ۶۰ روزه و بازگشایی کامل تنگه هرمز امضا کردند، اما طلا همچنان تحت فشار شدید خرسهای بازار باقی ماند و در ماه ژوئن ریزش نزدیک به ۱۲ درصدی دیگری را ثبت کرد.
انتشار آمار سنگین و بالای تورم و دادههای قوی بازار کار آمریکا، در کنار پیام شفاف کوین وارش (رئیس جدید فدرال رزرو) مبنی بر اینکه اولویت اصلی آنها مهار تورم خواهد بود، پیشبینیها برای افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی آمریکا را تقویت کرد و قیمت انس جهانی طلا (XAU/USD) را به کف قیمتی جدید سال در زیر سطح ۴,۰۰۰ دلار کشاند.
بررسی ۳ سناریو برای طلا در نیمه دوم سال ۲۰۲۶
نیمه اول سال نشان داد که با کمشدن ترس و هیجانهای ناشی از تنشهای سیاسی، حباب قیمت اونس طلا خالی شده و این فلز گرانبها حالا کاملاً تحت تاثیر واقعیتهای اصلی اقتصاد قرار گرفته است. بنابراین، اگر میخواهیم در نیمه دوم سال معاملههای موفقی روی طلا داشته باشیم، باید حواسمان به دو چیز باشد: اول اینکه تورم چه مسیری میرود و بانکهای مرکزی چه تصمیمی برای نرخ بهره میگیرند، و دوم اینکه سرمایهگذاران بزرگ تا چه حد پای خرید طلا میایستند.
سناریوی اول: سناریوی صعودی (Bullish Case)
برای اینکه طلا در ادامه سال رشد کند، احساسات و موضوع اصلی بازار باید دچار یک چرخش ملموس شود. معاملات ماه ژوئن نشان داد که ریزش شدید قیمت نفت به تنهایی برای رشد طلا کافی نیست. بلکه باید یک چرخش شفاف و ملموس به سمت سیاستهای تسهیلی (Dovish) در بانکهای مرکزی بزرگ، به ویژه فدرال رزرو رخ دهد تا روند صعودی پایدار طلا شکل بگیرد.
- شرط اول: پایان دائمی و همیشگی درگیریها در خاورمیانه است. اگرچه بسیاری از کارشناسان معتقدند بازگشت عرضه انرژی به سطوح پیش از جنگ زمانبر خواهد بود، اما بازارهای مالی با اطمینان از اینکه جهش دوباره قیمت نفت بعید است، نفس راحتی خواهند کشید.
- شرط دوم: آرامش و فروکش کردن جنگ در خاورمیانه باید با چند ماه افت مداوم تورم در آمریکا همراه شود. به محض اینکه مسئولان فدرال رزرو خیالشان راحت شود که تورم در حال برگشت به عدد استاندارد ۲ درصد است، بازار دیگر نگران گرانتر شدن سود بانکی نخواهد بود و حتی پیشبینی میکند که در اوایل سال ۲۰۲۷ نرخ بهره کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی، با کمشدن سود اوراق قرضه آمریکا و ضعیف شدن دوباره دلار، طلا رشد خواهد کرد و سود خوبی به معاملهگران میدهد.

بر اساس ابزار CME FedWatch، بازارها در حال حاضر احتمال حدود ۸۵ درصدی میدهند که فدرال رزرو نرخ بهره خود را تا پایان سال جاری میلادی حداقل ۰.۲۵ درصد (۲۵ نقطه اساس) افزایش دهد.
رویداد دیگری که میتواند به رشد طلا کمک کند، انتخابات میاندورهای پیشرو در آمریکا است. احتمال قوی وجود دارد که شاهد یک کنگره منقسم باشیم که در آن دمکراتها کنترل مجلس نمایندگان را پس بگیرند. اگرچه یافتن یک ارتباط مستقیم بین عملکرد طلا و نتایج انتخابات میاندورهای گذشته دشوار است، اما این بار طلا میتواند از عدم قطعیت سیاسی در آمریکا نفع ببرد چرا که این عدم قطعیت، جذابیت اوراق قرضه و دلار را کاهش میدهد.
سناریوی دوم: سناریوی نزولی (Bearish Case)
اگر ریسکهای صعودی تورم پابرجا بمانند، طلا ممکن است همچنان به ریزش قیمت خود ادامه دهد. طولانی شدن تنشها در خاورمیانه همراه با رشد مجدد قیمت انرژی در آستانه فصل پاییز و زمستان، میتواند یک سناریوی کابوسوار را برای طلا رقم بزند.
در این حالت، فدرال رزرو موضع سختگیرانه (Hawkish) خود را حفظ کرده و احتمالاً دست به چند مرحله افزایش نرخ بهره خواهد زد. اقتصاد قوی و بازار کار پرقدرت آمریکا نیز دلایل محکمتری برای ادامه سیاستهای انقباضی فراهم کرده و سنگینی بیشتری را روی دوش طلا قرار خواهد داد.
حتی در صورت کاهش قیمت نفت خام، پرونده تورم به دلیل فشارهای قیمتی ناشی از جهش و توسعه هوش مصنوعی (AI) بسته نخواهد شد.
لیزا کوک (Lisa Cook)، از فرمانداران فدرال رزرو، در سخنرانی ماه جولای خود دقیقاً به همین موضوع اشاره کرد و گفت:
رشد قیمت کالاهای اساسی نشان میدهد که شتاب اخیر تورم صرفاً یک داستان مربوط به قیمت انرژی نیست. شوک دیگر، افزایش هزینههای سرمایهای مربوط به زیرساختهای هوش مصنوعی است. این هزینهها باعث افزایش چشمگیر قیمت تراشهها، تجهیزات هایتک، نرمافزار و خدمات عمومی شده است. هر دوی این تحولات جدید، وزنه ریسک تورم را سنگینتر کردهاند. در مجموع، من شاهد یک چرخش قابل توجه در توازن ریسکها نسبت به یک سال پیش هستم و اکنون ریسکهای تورمی غلبه بیشتری بر ریسکهای اشتغال دارند.
در این سناریوی نزولی، سخت است بگوییم قیمت طلا تا چه حد جای ریزش دارد. اما صرفنظر از سیاستهای فدرال رزرو یا تورم جهانی، طلا در قیمتهای پایینتر همچنان یک دارایی جذاب برای خریداران سازمانی و بانکهای مرکزی باقی خواهد ماند.
شورای جهانی طلا (WGC) در گزارش چشمانداز نیمسال خود قید کرده است:
بازار طلا در دو دهه گذشته از تحولات ساختاری متعددی از جمله رشد بازارهای نوظهور، پیدایش ETFهای طلا، افزایش حوادث غیرمنتظره و تقاضای بانکهای مرکزی بهره برده است. اخیراً صندوقهای ثروت ملی، صندوقهای بازنشستگی و سایر سرمایهگذاران بلندمدت نیز مشارکت خود را افزایش دادهاند. سال گذشته، یک برنامه آزمایشی در چین به برخی از بزرگترین شرکتهای بیمه اجازه داد تا در طلا سرمایهگذاری کنند.
سناریوی سوم: سناریوی خنثی (Neutral Case)
این سناریو تلفیقی از شرایط صعودی و نزولی است. تورم در آمریکا میتواند در سطوح بالا اما باثباتی باقی بماند، در حالی که شرایط اقتصادی نشانههایی از ضعیف شدن را نشان میدهد و باعث میشود فدرال رزرو دست به توقف طولانیمدت نرخ بهره بزند. اگرچه این اتفاق الزاماً یک محرک مثبت برای طلا نیست، اما میتواند رشد دلار را محدود کرده و به طلا (XAU/USD) اجازه دهد زیر پای خود را محکم نگه دارد.
ممکن است آتشبس رسمی و دائمی در خاورمیانه رخ ندهد، اما تنشها با توافق بر سر آتشبسهای کوتاهمدت و روی آوردن طرفین به دیپلماسی به جای درگیری نظامی کاهش یابد. این وضعیت ریزش شدید قیمت نفت را محدود میکند، اما از طرف دیگر نگرانیها در مورد رشد بیرویه هزینههای انرژی را کاهش میدهد. در نتیجه، سرمایهگذاران از پیشبینی افت مداوم تورم خودداری کرده و سقف رشد طلا محدود میماند.
دیدگاه تحلیلی بازار طلا
اگرچه هر سه سناریو کاملاً محتمل هستند، اما توجیه یک ریزش سنگین دیگر در قیمت طلا در کوتاهمدت دشوار است زیرا خریداران بلندمدت به محض کاهش ملموس ۵ تا ۱۰ درصدی قیمت، وارد بازار خواهند شد.
در سال ۲۰۱۳، طلا نزدیک به ۳۰ درصد از ارزش خود را از دست داد زیرا خریدهای بانکهای مرکزی نتوانست از قیمت حمایت کند، چرا که این خریدها فقط محدود به چند بازیگر بزرگ مانند روسیه و چین بود. بر اساس دادههای شورای جهانی طلا، کل خریدهای خالص بانکهای مرکزی در کل سال ۲۰۱۳ حدود ۳۶۸.۶ تن بود، در حالی که تنها در سه ماهه اول سال جاری میلادی، این رقم به ۲۴۴ تن رسیده است.
شائوکی فن (Shaokai Fan)، مدیر بخش بانکهای مرکزی در WGC، در مصاحبهای اعلام کرد که بانکهای مرکزی اندونزی، مالزی و گواتمالا همگی در ماههای اخیر اقدام به خرید طلا کردهاند:
پدیدهای که در چند ماه گذشته شاهد آن بودهایم، ورود بانکهای مرکزی جدید یا بانکهایی است که برای مدت طولانی در بازار طلا غایب بودهاند. این روندی است که انتظار داریم در ادامه سال نیز تداوم داشته باشد.
از آنجا که سناریوی نزولی شدید از احتمال کمتری برخوردار است، طلا میتواند در نیمه دوم سال یا وارد فاز رنج (تثبیت) شود یا یک بازگشت قیمتی را ثبت کند. عدم قطعیت سیاسی در آمریکا، کاهش ترس از تورم و فاصله گرفتن فدرال رزرو از موضع انقباضی میتواند خرسهای بازار را عقب براند.
تحلیل تکنیکال طلای جهانی
اگرچه عوامل فاندامنتال به ریزشهای بسیار سنگین اشاره ندارند، اما از منظر تکنیکالی، طلا در میانمدت همچنان نزولی است.
- اندیکاتور RSI: شاخص قدرت نسبی در نمودار هفتگی نزدیک به عدد ۴۰ قرار دارد (پس از آنکه اخیراً به پایینترین سطح خود افت کرد).
- میانگینهای متحرک: قیمت طلا پایینتر از میانگینهای متحرک ساده ۲۰ هفتهای و ۵۰ هفتهای (SMA) و همچنین سطح ۳۸.۲ درصد فیبوناچی اصلاحی (مربوط به موج صعودی ثبتشده) معامله میشود.
سطوح حمایتی (کفها):
- حمایت اول: محدوده ۳,۷۱۰ تا ۳,۶۴۰ دلار به عنوان یک منطقه حمایتی کلیدی عمل میکند (تلاقی سطح ۵۰ درصد فیبوناچی و میانگین متحرک ۲۰ هفتهای).
- حمایت دوم: در صورت شکست این سطح، خط دفاعی بعدی ۳,۲۶۰ دلار (سطح ۶۱.۸ درصد فیبوناچی) و سپس سطح روانی ۳,۰۰۰ دلار خواهد بود.
سطوح مقاومتی (سقفها):
- مقاومت اول: اگر طلا بتواند بالای محدوده ۴,۱۷۰ تا ۴,۲۰۰ دلار تثبیت شود، محدوده ۴,۳۳۰ تا ۴,۴۵۰ دلار (میانگینهای متحرک ۲۰ و ۵۰ هفتهای) مقاومت بعدی خواهد بود.
- مقاومت دوم: با عبور از این سد، سطح ۴,۷۱۰ دلار (سطح ۲۳.۶ درصد فیبوناچی) منطقه عرضه بعدی است و پس از آن طلا میتواند سقف تاریخی ۵,۶۰۰ دلار را نشانه بگیرد.

نظر موسسات و بانکهای بزرگ تحلیلی دنیا
۱. موسسه TD Securities: فشار روی پوزیشنهای طلا و نقره با تقویت احتمال رشد نرخ بهره
احتمال افزایش قیمت انرژی، اوضاع را در کوتاهمدت برای معاملهگران طلا و فلزات گرانبها سخت نگهمیدارد. با گران شدن سوخت و انرژی، همه منتظرند فدرال رزرو در اواخر سال نرخ بهره را بالا ببرد اتفاقی که جذابیت طلا را کم میکند، چون طلا مثل سپرده بانکی به کسی سود دورهای نمیدهد! به همین دلیل، خریداران دست از خریدهای جدید کشیدهاند و معاملهگران در حال کم کردن خریدهای قبلی خود هستند که این کار قیمت طلا را به سمت پایین میکشد.
۲. موسسه Commerzbank: چشمانداز طلا در گرو تصمیمات فدرال رزرو
مسیر کوتاهمدت طلا بیش از آنکه به تحولات ژئوپلیتیک وابسته باشد، به ارزیابی مجدد موضع فدرال رزرو توسط سرمایهگذاران بستگی دارد. اصلاح قیمتی تنها زمانی رخ میدهد که دیدگاه بازار نسبت به فدرال رزرو تغییر کند. اگر این دیدگاه در فدرال رزرو تقویت شود که برای مهار تورم نیازی به افزایش بیشتر نرخ بهره نیست، طلا هم از افت نرخ بهره و هم از ریسکهای تورمی بلندمدت سود خواهد برد.
۳. موسسه BNY Mellon: کاهش آرام سهم دلار و رشد تقاضا برای طلا
مدیران ذخایر ارزی در حال کاهش تدریجی و احتیاطآمیز وابستگی خود به دلار هستند و طلا برنده اصلی این جریان است. ریسکهای ژئوپلیتیک و نیاز به تنوعبخشی به داراییها، تقاضا برای طلا را بالا برده و ۸۲ درصد از بانکهای مرکزی اکنون طلا نگهداری میکنند. روند دلارزدایی آگاهانه اما آرام و تدریجی در حال انجام است.
۴. موسسه OCBC: کاهش پیشبینی قیمت فلزات گرانبها به دلیل رشد بازده واقعی و دلار قوی
موسسه OCBC پیشبینی خود از قیمت طلا و نقره برای پایان سال را به ترتیب تا ۴,۳۶۰ دلار و ۶۷ دلار قرار داده است. این ارقام به دلیل چالشهای اقتصاد کلان در کوتاهمدت (افزایش بازده واقعی اوراق، تقویت دلار و موضع سختگیرانه فدرال رزرو) است. بازگشت روند صعودی طلا نیازمند تضعیف دلار و کاهش بازده واقعی اوراق خواهد بود.
هیچ تحلیل قطعی در مورد بازارهای مالی وجود ندارد. تمامی موارد ذکر شده صرفاً به منظور اطلاعرسانی منتشر گردیده و این مطلب هیچگونه پیشنهاد خرید یا فروشی برای معاملهگران محسوب نمیشود. افراد باید نسبت به ریسکهای ذاتی بازارهای مالی آگاهی داشته باشند و قبل از اقدام به هرگونه سرمایهگذاری از تصمیم خود مطمئن شوند. ایران بروکر نسبت به ضرر و زیان احتمالی شما هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد.
نظرات کاربران