آیا مغز معاملهگر قبل از ثبت سفارش سرنخی از کیفیت تصمیم او میدهد؟ پژوهشی در سال ۲۰۲۶ با استفاده از هدستهای EEG و ثبت فعالیت مغزی معاملهگران حرفهای در بازار واقعی، نشان داد که معاملات موفقتر با افزایش بیشتر شاخص درگیری ذهنی در ۳۰ ثانیه پیش از اجرای سفارش همراه بودند. این یافته هنوز بهمعنای امکان پیشبینی قطعی معاملات سودآور نیست، اما پرسش جالبی را مطرح میکند: اینکه آیا در آینده، دادههای مغزی هم در کنار نمودار قیمت و شاخصهای تکنیکال به ابزار تصمیمگیری معاملهگران تبدیل خواهند شد یا خیر؟
در این مطلب از ایران بروکر میخواهیم به بررسی همین موضوع بپردازیم؛ از تعریف بیومتریک تریدینگ، دادههای قابل استفاده در این فناوری، نحوه اندازهگیری آنها، نحوه انتقال دادهها به سیستم، کاربردش در تصمیمگیری، نمونهها و چالشها گرفته تا آینده این فناوری را بررسی میکنیم.
بیومتریک تریدینگ (Biometric Trading) چیست؟
برای درک ارتباط وضعیت جسمانی معاملهگر با تصمیمهای مالی، میتوان به پژوهش The Psychophysiology of Real-Time Financial Risk Processing نوشته اندرو دبلیو. لو (Andrew W. Lo) و دیمیتری وی. رپین (Dmitry V. Repin) اشاره کرد که در سال ۲۰۰۲ در نشریه Journal of Cognitive Neuroscience منتشر شد.
پژوهشگران در این مطالعه، واکنشهای فیزیولوژیک ۱۰ معاملهگر حرفهای اوراق بهادار را هنگام معاملات واقعی و همزمان با ثبت دادههای لحظهای بازار بررسی کردند. شاخصهای اندازهگیریشده شامل هدایت الکتریکی پوست، نبض حجمی خون و متغیرهای قلبیعروقی بود.

نتایج نشان داد واکنشهای الکتریکی پوست معاملهگران هنگام وقوع رویدادهای مقطعی بازار با دورههای عادی تفاوت دارد. همچنین، در دورههای افزایش نوسان بازار، تغییرات معناداری در متغیرهای قلبیعروقی مشاهده شد. شدت این واکنشها در میان افراد یکسان نبود و تفاوتهای مشاهدهشده ممکن بود با میزان تجربه معاملاتی آنها ارتباط داشته باشد.
بااینحال، این مطالعه روی نمونهای کوچک انجام شده است و بهتنهایی رابطه علتومعلولی میان واکنشهای بدنی و عملکرد معاملاتی را اثبات نمیکند
این پژوهش نشان میدهد بررسی تصمیمگیری مالی بدون توجه به واکنشهای هیجانی و فیزیولوژیک معاملهگر میتواند تصویری ناقص از رفتار او ارائه دهد. در همین راستا، بیومتریک تریدینگ را میتوان به رویکردی برای بررسی یا استفاده از دادههای زیستی، مانند ضربان قلب و هدایت الکتریکی پوست، در تحلیل وضعیت معاملهگر و واکنشهای او به ریسک بازار نسبت داد.
البته پژوهش یادشده مستقیماً یک استراتژی معاملاتی مبتنی بر دادههای زیستی را آزمایش نکرده و سودآوری چنین رویکردی را نیز اثبات نمیکند.
چه دادههای بیومتریکی در معاملات قابل استفاده هستند؟
برای بررسی واکنش معاملهگر در هنگام تصمیمگیری، تنها مشاهده رفتار معاملاتی یا نتیجه یک معامله کافی نیست؛ زیرا بخش مهمی از فرایند تصمیمگیری در سطح مغز و بدن اتفاق میافتد.
دادههای بیومتریک به پژوهشگران کمک میکنند تغییرات فیزیولوژیک و عصبی معاملهگر را هنگام مواجهه با ریسک، عدمقطعیت و نوسانات بازار اندازهگیری کنند. شناخت این دادهها، پایهای برای درک نحوه استفاده از بیومتریک تریدینگ در تحلیل رفتار و تصمیمگیری معاملهگران است.
- دادههای مغزی: شامل EEG برای ثبت فعالیت الکتریکی مغز و fMRI برای بررسی تغییرات فعالیت در نواحی مختلف مغز است. این دادهها میتوانند اطلاعاتی درباره فرایندهای عصبی مرتبط با تصمیمگیری و ارزیابی ریسک ارائه دهند.
- دادههای قلبی و فیزیولوژیک: شاخصهایی مانند ضربان قلب و فعالیت قلبیعروقی میتوانند تغییرات وضعیت فیزیولوژیک معاملهگر را در شرایط مختلف بازار نشان دهند و در کنار سایر شاخصها برای بررسی واکنش به استرس یا هیجان مورد استفاده قرار گیرند.
- هدایت الکتریکی پوست (Skin Conductance): تغییرات هدایت الکتریکی پوست یکی از شاخصهای فیزیولوژیک مورد استفاده برای بررسی برانگیختگی بدن است و میتواند در مطالعات مربوط به واکنش معاملهگر به شرایط هیجانی و پرتنش بازار به کار رود.
- دادههای حرکات چشم (Eye-tracking): ردیابی حرکات چشم و الگوی نگاه معاملهگر میتواند نشان دهد توجه او در هنگام بررسی اطلاعات مالی، نمودارها یا گزینههای مختلف تصمیمگیری به کدام بخشها معطوف شده است.
- دادههای زیستی دیگر: در برخی مطالعات نوروفاینانس، شاخصهایی مانند هورمونها، انتقالدهندههای عصبی و دادههای ژنتیکی نیز بررسی شدهاند. این دادهها بیشتر در پژوهشهای تخصصی برای مطالعه سازوکارهای زیستی مؤثر بر تصمیمگیری مالی کاربرد دارند.
ضربان قلب، حرکات چشم و امواج مغزی چگونه اندازهگیری میشوند؟
طبق این پژوهش (اینجا)، ضربان قلب با استفاده از حسگرهای پوشیدنی مانند ساعتهای هوشمند و ابزارهای ثبت نوار قلب (ECG) اندازهگیری میشود. برخی دستگاهها با فناوری نوری فوتوپلتیسموگرافی (PPG)، تغییرات حجم خون در بافت را ثبت میکنند. علاوه بر تعداد ضربان، تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) نیز بررسی میشود که تغییر فاصله زمانی میان ضربانها را نشان میدهد و میتواند برای مطالعه واکنش بدن به فشار روانی مفید باشد. بااینحال توجه داشته باشید که این شاخصها بهتنهایی احساس یا وضعیت روانی فرد را مشخص نمیکنند.
در پژوهش دیگری در مجله SienceDirect (این لینک) اشاره شده که حرکات چشم با دستگاههای ردیابی چشم (Eye Tracker) اندازهگیری میشوند. این ابزارها با استفاده از دوربین و معمولاً تابش نور فروسرخ، موقعیت چشم و جهت نگاه را ثبت میکنند تا مشخص شود فرد به کدام بخش از صفحه نگاه میکند، چه مدت روی آن مکث دارد و نگاهش چگونه جابهجا میشود.
در مطالعات مالی، از این دادهها برای بررسی توجه معاملهگران به نمودارها، اطلاعات و اسناد مالی و همچنین نحوه پردازش اطلاعات هنگام تصمیمگیری استفاده میشود.
امواج مغزی نیز با روش الکتروانسفالوگرافی (EEG) ثبت میشوند؛ در این روش، الکترودهایی که معمولاً روی پوست سر یا در قالب هدبندهای مخصوص قرار میگیرند، تغییرات ولتاژ ناشی از فعالیت الکتریکی مغز را اندازهگیری میکنند. سپس الگوهای ثبتشده برای مطالعه فرایندهایی مانند توجه، بار شناختی و واکنش به محرکهای استرسزا تحلیل میشوند. ترکیب EEG با شاخصهایی مانند HRV میتواند تصویر کاملتری از واکنشهای شناختی و فیزیولوژیک ارائه دهد، اما تفسیر این دادهها به روش تحلیل و شرایط آزمایش وابسته است. اکنون بحثی که مطرح میشود این است که این دادهها چگونه به یک سیستم انتقال داده میشوند؟
چگونه دادههای بدن تریدر به سیستم معاملاتی منتقل میشوند؟
انتقال دادههای بیومتریکی به سیستم معاملاتی با اتصال حسگرهای بدن به یک نرمافزار واسط آغاز میشود. برای مثال، طبق آنچیزی که در این مستندات ذکر شده هدست EEG میتواند فعالیت الکتریکی مغز را ثبت کند و دادهها را از طریق سختافزار سازگار به رایانه بفرستد. در اکوسیستم OpenBCI، نرمافزار OpenBCI GUI امکان مشاهده و ثبت سیگنالها را فراهم میکند و میتوان پیش از اتصال به سیستم نهایی، صحت دریافت دادهها را آزمایش کرد.
در مرحله بعد، ابزارهایی مانند BrainFlow دادههای حسگرها را دریافت میکنند تا نرمافزارهای نوشتهشده با زبانهایی مانند Python، C++ و Java بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. برای انتقال زنده دادهها میان برنامههای مختلف، میتوان از روشهایی مانند Lab Streaming Layer (LSL) یا قابلیتهای شبکهای نرمافزار OpenBCI استفاده کرد. انتخاب روش انتقال به نوع حسگر، نرمافزار و نیاز پروژه بستگی دارد.

در نهایت، دادههای خام پردازش میشوند تا شاخصهایی مانند تغییرات ضربان قلب یا الگوهای فعالیت مغزی استخراج شوند. سپس یک الگوریتم میتواند این شاخصها را در کنار شرایط بازار تحلیل کند. برای نمونه، سیستم ممکن است هنگام مشاهده نشانههای افزایش برانگیختگی، به معاملهگر هشدار دهد یا از او بخواهد پیش از ثبت سفارش دوباره شرایط را بررسی کند.
البته توجه داشته باشید که مرحله آخری که به آن اشاره کردیم، به توسعه و اعتبارسنجی جداگانه نیاز دارد و مستندات OpenBCI تنها زیرساخت دریافت و انتقال داده را توضیح میدهند.
کاربرد بیومتریک تریدینگ در مدیریت ریسک و تصمیمگیری
پژوهشی که در سال ۲۰۰۸ در مجله PNAS (این صفحه) منتشر شد، ارتباط میان هورمونهای بدن و رفتار مالی معاملهگران را در محیط واقعی بازار بررسی کرد. پژوهشگران طی هشت روز کاری، از ۱۷ معاملهگر مرد در لندن نمونه بزاق گرفتند و سطح تستوسترون و کورتیزول آنها را با نتایج معاملات مقایسه کردند. یافتهها نشان دادند که وضعیت فیزیولوژیک بدن میتواند با عملکرد مالی و میزان مواجهه با ریسک ارتباط داشته باشد.
نتایج نشان دادند که سطح بالاتر تستوسترون در نمونه صبحگاهی با سودآوری بیشتر در ادامه همان روز ارتباط داشت، همچنین سطح کورتیزول با نوسان نتایج معاملات و نوسانات بازار افزایش مییافت. این یافته اهمیت بررسی واکنشهای زیستی معاملهگران را نشان میدهد، زیرا تغییرات هورمونی ممکن است با اعتمادبهنفس، واکنش به عدمقطعیت و تمایل به پذیرش ریسک مرتبط باشند. بااینحال، این روابط بهتنهایی رابطه علتومعلولی را اثبات نمیکنند.
از منظر مدیریت ریسک نیز این پژوهش مطرح میکند که واکنشهای فیزیولوژیک میتوانند در کنار دادههای مالی، به درک بهتر شرایط تصمیمگیری معاملهگر کمک کنند. افزایش کورتیزول در شرایط عدمقطعیت ممکن است با تغییر ترجیحات ریسک یا دشوارتر شدن تصمیمگیری منطقی همراه باشد
نمونههای استفاده از فناوریهای بیومتریک در پلتفرمهای معاملاتی
پژوهش Measuring Neural Engagement in High-Stakes Trading، نمونهای بسیار جدید از استفاده عملی فناوری بیومتریک در بازارهای مالی است. پژوهشگران با استفاده از دستگاههای پوشیدنی الکتروانسفالوگرافی (EEG)، فعالیت امواج مغزی معاملهگران حرفهای را هنگام انجام معاملات واقعی ثبت کردند. سپس با تحلیل این سیگنالها، شاخصی روانفیزیولوژیک برای سنجش میزان درگیری ذهنی معاملهگران ساختند.
در این پژوهش، تغییرات شاخص درگیری ذهنی در حوالی زمان اجرای سفارشها بررسی شد. نتایج نشان دادند معاملات موفقتر معمولاً با افزایش بیشتر این شاخص در ۳۰ ثانیه پیش از اجرا همراه بودند. در مقابل، سطح پایه و عمومی این شاخص قدرت پیشبینی مشابهی نداشت. این یافته نشان میدهد زمانبندی تغییرات فعالیت مغزی ممکن است برای درک بهتر فرایند تصمیمگیری معاملاتی مهمتر از سطح کلی آن باشد.
این پژوهش همچنین نشان داد درگیری ذهنی بیشتر با کاهش برخی سوگیریهای رفتاری، از جمله سوگیری اعداد رُند و اثر تمایل به حفظ داراییهای زیانده و فروش داراییهای سودده (Disposition Effect)، ارتباط داشت. این نتایج میتوانند زمینهای برای توسعه ابزارهایی باشند که وضعیت شناختی معاملهگر را هنگام تصمیمگیری بررسی میکنند.
البته این به معنای آن نیست که افزایش فعالیت مغز حتماً باعث سودآوری میشود یا میتوان با EEG معاملات موفق را پیشبینی کرد و یا حتی ریسک معاملات را بهطور قطعی کاهش میدهد. در واقع فقط یک ارتباط آماری مشاهده شده است.
یک نمونه دیگر از استفاده فناوری بیومتریک در معاملات
یک سیستم پیشنهادی معاملاتی با استفاده از EEG طراحی شده است که با استفاده از هدست EEG، امواج مغزی معاملهگر را بهصورت لحظهای ثبت میکند و این دادهها را به نرمافزار معاملاتی منتقل میکند. نرمافزار سپس الگوهای فعالیت مغزی را با عملکرد معاملات، مانند معاملات موفق یا ناموفق، مقایسه میکند تا ارتباط میان وضعیت ذهنی معاملهگر و نتایج معاملات شناسایی شود.
در این سیستم، هدف اصلی اندازهگیری سطح هوشیاری، توجه و آمادگی ذهنی معاملهگر است. دادههای EEG در طول فعالیت معاملاتی جمعآوری میشوند و نرمافزار تلاش میکند الگوهای مرتبط با عملکرد بهتر یا ضعیفتر را شناسایی کند. برای مثال، اگر یک الگوی مشخص از فعالیت مغزی در گذشته با معاملات ناموفق همراه بوده باشد، سیستم میتواند از همان الگو برای ارزیابی وضعیت فعلی معاملهگر استفاده کند.
یکی از کاربردهای مهم این فناوری، ارائه بازخورد و هشدار در زمان واقعی است. بر اساس طرح پیشنهادی پتنت، زمانی که دادههای EEG نشان دهند سطح هوشیاری معاملهگر در وضعیت نامطلوبی قرار دارد، نرمافزار میتواند هشداری برای انجام ندادن معامله یا احتیاط بیشتر ارائه کند.
این نمونه نشان میدهد که بیومتریک میتواند از یک ابزار صرفاً پژوهشی فراتر رود و مستقیماً در کنار دادههای معاملاتی برای پایش وضعیت ذهنی و پشتیبانی از تصمیمگیری تریدر به کار گرفته شود. میتوانید نسخه کامل این طرح پیشنهادی را در اینجا مشاهده نمایید.
آیا بیومتریک تریدینگ میتواند رفتار هیجانی معاملهگر را تشخیص دهد؟
در پژوهش Emotional Engagement and Trading Performance، منتشرشده در مجله Management Science در سال ۲۰۲۳، پژوهشگران تغییرات ضربان قلب را برای بررسی ارتباط میان درگیری هیجانی و عملکرد معاملاتی بررسی کردند. آنها از این شاخص برای مطالعه زمانبندی واکنشهای بدن نسبت به رویدادهای بازار استفاده کردند.
نتایج نشان دادند زمان وقوع تغییرات ضربان قلب اهمیت زیادی دارد. معاملهگرانی که تغییرات ضربان قلبشان پیش از ثبت سفارشها در قیمتهای بالاتر رخ میداد، بهطور میانگین عملکرد بهتری داشتند. در مقابل، زمانی که تغییرات ضربان قلب در واکنش به معاملات رخ میداد، عملکرد ضعیفتر بود. این یافته نشان میدهد واکنشهای فیزیولوژیک را باید در ارتباط با زمان تصمیمگیری و شرایط بازار تحلیل کرد، نه اینکه هر افزایش ضربان قلب را نشانه ترس یا استرس دانست.
این پژوهش همچنین با بررسی پاسخ هدایت الکتریکی پوست، شواهدی درباره ارتباط درگیری هیجانی با تغییرات ارزش پرتفوی ارائه کرد. چنین دادههایی میتوانند در کنار اطلاعات معاملاتی برای شناسایی الگوهای واکنش معاملهگر به ریسک و عدمقطعیت استفاده شوند.
بااینحال، پژوهش ثابت نمیکند که یک سیستم بیومتریک میتواند احساساتی مانند ترس یا طمع را بهطور قطعی تشخیص دهد؛ بلکه نشان میدهد شاخصهای فیزیولوژیک، با در نظر گرفتن زمانبندی و زمینه، میتوانند اطلاعات مفیدی درباره فرایند تصمیمگیری مالی فراهم کنند.
چالشهای بیومتریک تریدینگ؛ دقت دادهها، حریم خصوصی و محدودیت فناوری
بر اساس توضیحات هیئت حفاظت از دادههای اروپا (EDPB)، فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، شناسایی بیومتریک و ابزارهای ردیابی، در کنار فرصتهای جدید، خطرهایی برای حریم خصوصی و حفاظت از دادههای شخصی ایجاد میکنند. در بیومتریک تریدینگ، این موضوع اهمیت دارد؛ زیرا دادههای فیزیولوژیک معاملهگر برای تحلیل وضعیت او جمعآوری و پردازش میشوند. بنابراین، حفاظت از این دادهها باید بخشی از طراحی و اجرای سیستم باشد.

یکی از چالشها، نحوه پردازش و استفاده از دادهها در سیستمهای هوشمند است. اگر دادههای بیومتریکی برای تحلیل رفتار معاملهگر یا ایجاد پروفایل از او به کار روند، باید مشخص باشد چه اطلاعاتی جمعآوری، با چه هدفی پردازش میشود و چه کسانی به آن دسترسی دارند. EDPB در بررسی فناوریهای هوش مصنوعی بر اهمیت مبنای قانونی پردازش دادهها و رعایت حقوق افراد تأکید میکند؛ موضوعی که برای طراحی سامانههای معاملاتی مبتنی بر دادههای شخصی نیز قابل توجه است.
برای کاهش این خطرها، EDPB بر اصل حریم خصوصی از مرحله طراحی و بهصورت پیشفرض تأکید دارد؛ یعنی حفاظت از دادهها باید از ابتدا در ساختار فناوری لحاظ شود، نه اینکه پس از بروز مشکل به آن اضافه شود. در بیومتریک تریدینگ، این رویکرد میتواند در تعیین دسترسیها، محدودکردن جمعآوری دادهها و انتخاب تنظیمات محافظتی مناسب نقش داشته باشد.
آینده بیومتریک تریدینگ؛ آیا معاملهگران با دادههای بدن خود معامله خواهند کرد؟
با پیشرفت فناوریها و هوش مصنوعی، این احتمال وجود دارد که در آینده دادههای بدن معاملهگران در کنار نمودارها، شاخصهای تکنیکال و اطلاعات بازار برای بهبود فرایند تصمیمگیری استفاده شوند. حسگرهایی که ضربان قلب، حرکات چشم و فعالیت مغزی را ثبت میکنند، میتوانند اطلاعاتی درباره توجه، برانگیختگی فیزیولوژیک و درگیری ذهنی معاملهگر ارائه دهند. به این ترتیب، تحلیل بازار ممکن است از بررسی صرف قیمتها فراتر برود و وضعیت فرد تصمیمگیرنده را نیز در نظر بگیرد.
پژوهشهای انجامشده در محیط واقعی معاملات نشان میدهند که برخی شاخصهای فیزیولوژیک و الگوهای فعالیت مغزی با عملکرد معاملاتی و سوگیریهای رفتاری ارتباط دارند. برای مثال، بررسی سیگنالهای EEG میتواند به شناسایی الگوهایی کمک کند که پیش از اجرای سفارشها با عملکرد بهتر یا ضعیفتر همراه بودهاند. در آینده، چنین دادههایی ممکن است برای ارائه هشدار هنگام کاهش توجه، افزایش برانگیختگی یا بروز الگوهای تصمیمگیری نامطلوب به کار گرفته شوند؛ البته تشخیص دقیق احساسات از روی این سیگنالها همچنان محدودیت دارد.
بااینحال، معاملهگری مبتنی بر دادههای بدن هنوز جایگزین روشهایی مانند تحلیل مالی نیست و اثربخشی آن به اعتبار علمی مدلها، کیفیت دادهها و عملکردشان در شرایط واقعی بازار بستگی دارد. حفظ حریم خصوصی، امنیت اطلاعات زیستی و جلوگیری از تفسیر نادرست سیگنالها نیز از چالشهای مهم این فناوری هستند. بنابراین، محتملترین مسیر پیشرفت بیومتریک تریدینگ در کوتاهمدت، استفاده از دادههای بدن بهعنوان ابزاری مکمل برای شناخت بهتر وضعیت معاملهگر و پشتیبانی از تصمیمگیری است، نه سپردن کامل معاملات به سیگنالهای زیستی.
کلام پایانی | بیومتریک تریدینگ چیست؟
در مجموع، بیومتریک تریدینگ رویکردی نوین برای بررسی ارتباط میان وضعیت فیزیولوژیک و ذهنی معاملهگر با تصمیمهای مالی است. با استفاده از ابزارهایی مانند حسگرهای ضربان قلب، ردیابهای چشم و دستگاههای EEG، میتوان واکنشهای بدن و مغز را در کنار دادههای بازار بررسی کرد. پژوهشها نشان میدهند برخی از این شاخصها با عملکرد معاملاتی، واکنش به ریسک و سوگیریهای رفتاری ارتباط دارند و میتوانند به شناخت بهتر فرایند تصمیمگیری کمک کنند.
بااینحال، دادههای بیومتریک بهتنهایی نمیتوانند موفقیت یک معامله را تضمین کنند یا احساسات معاملهگر را با قطعیت تشخیص دهند. دقت تحلیل این دادهها، اعتبارسنجی سیستمها در شرایط واقعی بازار و حفاظت از اطلاعات شخصی، از مهمترین چالشهای این فناوری هستند. بنابراین، چشمانداز کاربردی بیومتریک تریدینگ را باید در نقش ابزاری مکمل دید که در کنار تحلیل بازار، به معاملهگران برای شناخت بهتر وضعیت خود و تصمیمگیری آگاهانهتر کمک میکند.
سوالات متداول
آیا افزایش ضربان قلب هنگام معامله نشانه ترس است؟
خیر؛ افزایش ضربان قلب میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و باید با توجه به زمان وقوع و شرایط بازار تفسیر شود.
دادههای بیومتریکی چگونه به سیستم معاملاتی منتقل میشوند؟
حسگرها دادهها را ثبت میکنند و نرمافزارهای واسط پس از دریافت و پردازش، آنها را برای تحلیل در اختیار سیستم قرار میدهند.
آیا بیومتریک تریدینگ جایگزین تحلیل تکنیکال و بنیادی میشود؟
خیر. این فناوری در حال حاضر بیشتر بهعنوان ابزاری مکمل برای شناخت وضعیت معاملهگر مطرح و استفاده شده است.
مهمترین چالشهای بیومتریک تریدینگ چیست؟
دقت تفسیر دادهها، اعتبارسنجی نتایج، امنیت اطلاعات زیستی و حفظ حریم خصوصی معاملهگران از چالشهای اصلی هستند.


نظرات کاربران