این روزها هنگام استفاده از اینترنت بیشترین پیامی که مشاهده کردیم همین بود:
دسترسی به این صفحه امکانپذیر نیست!
This site can’t be reached!
دیدن این پیام بعد از انتظار غیرمعمولی که برای باز شدن صفحه مورد نظر میکشیدیم، تبدیل به ترومایی شده است که حتی وقتی این روزها تمام شود، هربار دیگری که آن را ببینیم یادآور عذاب و استیصال این روزها خواهد بود.
اما واقعا سوال اینجاست که این اضطراب ناشی از اتفاق غیر منتظره که گریبانگیر همه ما شد تا چه زمان با ما خواهد بود؟
بعد از تمام شدن این خاموشی، چقدر زمان خواهد برد تا با انگیزه و انرژی فعالیت کاری خود ادامه دهیم. چند روز باید بگذرد تا دیگر با نگرانی از خود نپرسیم: «اگر دوباره همینطور در خاموشی مطلق گرفتار شدیم چه؟»
هرکدام از ما تعهدهای حرفهای داشتیم که این مدت نتوانستیم به موقع به آنها عمل کنیم؛ یا برنامهریزیهای زمانیای که داشتیم و ناگهان به فضایی پرت شدیم که تاریکی مطلق بود؛ یا اشتراکهایی که خریداری کرده بودیم اما بخش قابل توجه آن به هدر رفت. چه قدر با درماندگی، بارها و بارها برای کارهای ضروری خود شبکههای مختلف اینترنتی را امتحان کردیم و نشد. چه کسب و کارهایی که ضررهای سنگینی را هر روز متحمل شدند و حتی نمیدانستند این خسارتها تا کی ادامه خواهد یافت. شما هم اطلاعات ضروری زیادی داشتید که به یکباره هیچ نوع دسترسی به آن نداشتید و هیچ راه حلی هم برای آن وجود نداشت. دانشآموزان و دانشجویان از منابع علمی محروم میشوند، کسبوکارهای کوچک و استارتاپها عملاً فلج میشوند، و معاملهگران و کاربران پلتفرمهای مالی در تردید و اضطراب زندگی میکنند. این بحران، یک هشدار است؛ نه فقط به ما که باید آماده شویم، بلکه به مسئولانی که دسترسی به اطلاعات و اینترنت را ابزاری برای کنترل میبینند. همه ما میدانیم که لیست این عواقب ناگوار خاموشی را میتوان تا مدتها نوشت و ادامه داد.
این روزها همه ما شبیه هم هستیم و حتی دیگر حس و حالی برای ادامه برایمان نمانده است. همه ما میدانیم که خسارات مالی این تاریکی سنگین است اما خسارت روحی و روانی ناشی از آن به مراتب غبرقابل بیانتر و سنگینتر است.
پایان هفتهای که گذشت مثل زمستان سرد بود. نمیتوان درحالی که هنوز هم در همین شرایط هستیم پایان جذابتری برای این گزارش نوشت. هنوز خیلی زود است که بگوییم: «گذشت و از پسش برآمدیم». شاید روزی دیگر، روزی که دستکم امروز نیست، حرفهای بهتری بتوان نوشت.
این نوشته تنها دلگویههای سردبیر دپارتمان خبر ایران بروکر بود با مردمی که جزوی از همانهاست.
مخاطب گرامی ایران بروکر
شما میتوانید پایین همین صفحه، دیدگاههای خود را پیرامون این مطلب با ما و سایر مخاطبین به اشتراک بگذارید.

نظرات کاربران