اگر این روزها اخبار بازارهای جهانی را دنبال کرده باشید، احتمالاً دیدهاید که شاخص دلار (DXY) دیگر آن قدرت بالا رفتن سابق را ندارد. در واقع، دلار با یک چالش بنیادی و کاملاً متفاوتی روبرو شده است؛ دشمنی که اینبار نه جنگهای ژئوپلیتیک است، نه دخالتهای ارزی مشترک آمریکا و ژاپن برای حمایت از ین و نه گمانهزنیهای تکراری درباره تصمیمات بعدی فدرال رزرو. این بازیگر جدید که مدتی زیر پوست بازار آرام گرفته بود، بازار اوراق قرضه آمریکا است.
در این مقاله چه میخوانید؟ (خلاصه در یک نگاه)
- تصمیم غیرمنتظره اسکات بسنت (وزیر خزانهداری آمریکا) برای افزایش بازخرید اوراق قرضه کمنقدشونده، با کاهش بازدهی اوراق باعث سقوط شاخص دلار به زیر ۹۹.۰ و ثبت کف ۹۸.۵۰ (پایینترین سطح از اواسط می) شد.
- با وجود هشدارهای مقامات فدرال رزرو درباره تورم بالا و احتمال افزایش مجدد نرخ بهره در سپتامبر، بازار به دلیل نگرانی از کسری بودجه سنگین و بدهیهای کمرشکن دولت آمریکا، حرفهای انقباضی را نادیده گرفت.
- شاخص دلار پس از مدتها درجا زدن، ساختار رنج خود را با یک حرکت پرقدرت (Expansion) به سمت پایین شکست و کنترل بازار به دست فروشندگان افتاد.
- گزارش CFTC از کاهش پوزیشنهای خالص خرید و تسویه پوزیشنها توسط معاملهگران بزرگ خبر میدهد که نشاندهنده تخلیه مومنتوم صعودی دلار است.
- سخنرانی کوین وارش در همایش جکسون هول، بازبینی آمار اشتغال (NFP)، تخمین جدید GDP و شاخص تورمی PCE مشخص خواهند کرد که آیا ریزش دلار ادامه دارد یا خیر.
مداخله ناگهانی خزانهداری
همه چیز از جایی شروع شد که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در اقدامی غیرمنتظره اعلام کرد دولت تصمیم دارد حجم برنامههای بازخرید اوراق قرضه قدیمی و کمنقدشونده (Off-the-run) را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
هدف ظاهری خزانهداری روانتر کردن نقدینگی در بازار و نوسانگیری از اوراق بلندمدت بود، اما پیامد آن برای شاخص دلار سریع و سنگین تمام شد. وقتی خزانهداری به عنوان خریدار بزرگ وارد بازار اوراق میشود، تقاضا برای این اوراق بالا میرود و در نتیجه بازدهی (Yield) آنها افت میکند.
از آنجایی که جذابیت بازدهی داراییهای دلاری برای سرمایهگذاران خارجی، موتور اصلی تقویت دلار است، با کاهش این بازدهی، دلار یکی از مهمترین تکیهگاههای خود را از دست داد. این اقدام خزانهداری مثل یک چسب زخم موقت برای بازار اوراق قرضه عمل کرد، اما هزینهاش ریزش شاخص دلار به زیر سطح حمایتی ۹۹.۰ و سپس سقوط تا محدوده ۹۸.۵۰ بود؛ یعنی ثبت پایینترین سطح قیمتی از اواسط ماه می.
البته این اقدام خزانهداری را نباید با سیاستهای تسهیل کمی (QE) فدرال رزرو اشتباه گرفت. فدرال رزرو در حال چاپ پول نیست، بلکه خزانهداری صرفاً بدهیهای موجود خود را در یک فضای مالی متزلزل مدیریت میکند. پسزمینه این تصمیم، کسری بودجه سنگین و مداوم دولت آمریکا است، موضوعی که بازار را از عرضه بیرویه اوراق بلندمدت و ریسکهای ناشی از نگهداری آنها ترسانده است.
اگر بازدهی اوراق بلندمدت به دلیل ریسکهای مالی و تورمی بالا برود، اما بازدهی اوراق کوتاهمدت ثابت بماند، ما با پدیدهای به نام Bear Steepening روبرو میشویم که به شدت برای دلار منفی است زیرا افزایش سود اوراق در این حالت نشاندهنده «ریسک بیشتر» است، نه «انتظار برای رشد اقتصادی یا سیاستهای انقباضی فدرال رزرو».
سیگنالهای انقباضی هم دلار را نجات نداد
در سمت دیگر میدان، مقامات فدرال رزرو سعی کردند با اظهارنظرهای محتاطانه یا حتی انقباضی، جلوی ریزش دلار را بگیرند. آلبرتو مسلم از فدرال رزرو سنت لوئیس تاکید کرد که تورم پایه بین ۲.۵ تا ۳ درصد همچنان بسیار بالاست و شاید برای مهار آن نیاز به افزایش زودهنگام نرخ بهره باشد. ماری دالی از فدرال رزرو سانفرانسیسکو نیز اگرچه نگاه محتاطانهتری داشت، اما بر حفظ ثبات قیمتها تاکید کرد.
حتی صورتجلسه اخیر نشست FOMC هم نشان داد که اکثر اعضا نگرانند سیاستهای فعلی به اندازه کافی انقباضی نباشد تا تورم را به هدف ۲ درصد برساند. برخی اعضا صراحتاً اعلام کردند که اگر تورم افت نکند، افزایش مجدد نرخ بهره در ماه سپتامبر کاملاً محتمل است.

اما چرا خبر افزایش نرخ بهره یا حرفهای تند فدرال رزرو نتوانست دلار را بالا بکشد؟
برای درک این موضوع، تصور کنید سفره خانوار شما زیر بار یک وام بسیار سنگین قرار دارد و خرج و دخلتان اصلاً با هم نمیخواند. در چنین وضعیتی، پدر خانواده مدام بگویید «باید خرجهای روزمره را کم کنیم!» اما از آن طرف هر روز یک چک جدید و سنگین بکشد تا بدهیهای قبلی را بدهد. طبیعی است که اعضای خانه دیگر حرف او را درباره مدیریت مالی جدی نمیگیرند.
داستان فدرال رزرو و خزانهداری آمریکا هم دقیقاً همین است:
- فدرال رزرو میگوید: «من میخواهم نرخ بهره را بالا ببرم تا جلو تورم و گرانی را بگیرم.» (این حرف در حالت عادی باید دلار را قوی و جذاب کند).
- اما معاملهگران به خزانهداری نگاه میکنند و میبینند: دولت آمریکا با یک کسری بودجه عجیب روبرو است و بدهیهایش آنقدر زیاد شده که مجبور است برای تسویه بدهیهای قدیمی، مدام دست به دامن چاپ بدهی جدید و مداخله در بازار شود.
وقتی دست دولت زیر سنگ بدهی است، سرمایهگذاران میفهمند که مشکل اصلی اقتصاد دیگر با چند جمله یا افزایش نرخ بهره حل نمیشود. آنها میدانند این حجم از بدهی بالاخره ارزش دلار را کم میکند. به همین دلیل، بازار حرفهای خطونشانکشنده فدرال رزرو را نادیده گرفت و به جای خرید دلار، به سمت داراییهای امنتر رفت.در «بدهیهای کمرشکن دولت» است، نه نرخ بهره. برای همین، حرفهای انقباضی بانک مرکزی اثر همیشگی خود را از دست داد و نتوانست مانع ریزش دلار شود.
تحلیل تکنیکال شاخص دلار (DXY)
از نظر رفتار قیمت و تحلیل تکنیکال، شاخص دلار مدتها داخل یک محدوده رنج و رفتوبارگشتی بزرگ حبس شده بود و هر بار به سقف و کف این باکس واکنش نشان میداد. این رنج زدن طولانی باعث شد نقدینگی عظیمی در بالا و پایین چارت انباشته شود.
در نهایت بازار تصمیم خود را گرفت؛ این ساختار با یک ریزش پرقدرت (Expansion) به سمت پایین شکسته شد. پس از این سقوط سریع، قیمت اکنون در حال درجا زدن و تثبیت است که این فاز، مسیر بعدی بازار را مشخص خواهد کرد.
دو سناریوی کلیدی در رفتار قیمت دیده میشود:
- سناریوی نزولی (که در حال حاضر سناریوی فعال چارت است): ساختار رنج قبلی به سمت پایین شکسته شده و مومنتوم فروشندگان بسیار قوی است. اگر فاز تثبیت فعلی شکست بخورد و قیمت به زیر سطوح حمایتی نزدیک خود نفوذ کند، موج جدیدی از ریزش به سمت زونهای عمیقتر شکل خواهد گرفت. تا زمانی که قیمت زیر محدوده رنج قبلی بماند، ریزش بیشتر محتملترین مسیر است.
- سناریوی صعودی: خریداران برای اینکه فاز ریزشی را ابطال کنند، به یک بازگشت پرقدرت نیاز دارند؛ قیمتی که بتواند مجدداً به داخل باکس رنج قبلی نفوذ کرده و مقاومتهای بالا را پس بگیرد تا چرخش روند رخ دهد.

نگاهها به دادههای پرریسک هفته پیش رو
بررسی موقعیت معاملهگران در بازار مشتقات (گزارش CFTC) نشان میدهد که پوزیشنهای خرید دلار اندکی کاهش یافته است. افت همزمان Open Interest و پوزیشنهای خالص خرید، ثابت میکند که معاملهگران بزرگ در حال تسویه و بستن پوزیشنهای قبلی خود هستند، نه اینکه لزوماً موج جدیدی از پوزیشنهای فروش سنگین ایجاد شده باشد. با این حال، مومنتوم صعودی دلار رسماً تخلیه شده است.
در نهایت، کاهش تورم تا سطح فعلی کار سادهای بود، اما رساندن آن به هدف ۲ درصد مسیر بسیار سختی است. همین پایداری تورم و احتمال بالا ماندن نرخ بهره در میانمدت، میتواند در آینده از دلار حمایت کند اما در حال حاضر چالش دلار «مالی و بودجهای» است نه «پولی».

هفته پیشرو رویدادهای سنگینی پیشرو است؛ از سخنرانی کوین وارش در همایش جکسون هول گرفته تا بازبینی آمار اشتغال (NFP)، تخمین جدید GDP سه ماهه دوم و شاخص تورمی PCE. این دادهها به بازار نشان خواهند داد که آیا شکست اخیر شاخص دلار، آغاز یک روند نزولی عمیقتر و طولانیمدت است یا صرفاً یک اصلاح قیمتی قبل از بازگشت دوباره خریداران.
خلاصه و نتیجهگیری:
بازار اوراق قرضه و بحران بدهیهای دولت آمریکا، شاخص دلار (DXY) را در موضع ضعف قرار دادهاند. مداخله خزانهداری با کاهش بازدهی اوراق، تکیهگاه اصلی دلار را تضعیف کرده و سبب شکست ساختار رنج و سقوط قیمت به زیر سطح ۹۸.۵۰ شده است.
در حال حاضر، بازار ریسکهای عمیق مالی را جدیتر از هشدارهای انقباضی فدرال رزرو میداند و تا زمانی که DXY نتواند به بالای محدوده رنج قبلی بازگردد، سناریوی نزولی فعال باقی میماند. معاملهگران باید چشم به دادههای پرریسک هفته پیشرو (PCE، GDP، NFP و سخنرانی جکسون هول) بدوزند تا مشخص شود آیا این ریزش، آغاز یک روند نزولی عمیقتر است یا صرفاً یک اصلاح موقت.
هیچ تحلیل قطعی در مورد بازارهای مالی وجود ندارد. تمامی موارد ذکر شده صرفاً به منظور اطلاعرسانی منتشر گردیده و این مطلب هیچگونه پیشنهاد خرید یا فروشی برای معاملهگران محسوب نمیشود. افراد باید نسبت به ریسکهای ذاتی بازارهای مالی آگاهی داشته باشند و قبل از اقدام به هرگونه سرمایهگذاری از تصمیم خود مطمئن شوند. ایران بروکر نسبت به ضرر و زیان احتمالی شما هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد.

نظرات کاربران