ماجرایی که با عبارت «۲۰۰ هزار خالیفروشی در یک پلتفرم طلا» آغاز شد، حالا تصویر کاملاً متفاوتی پیدا کرده است. ابتدا سرهنگ خالقی، معاون پلیس فتا، در همایش «زرآتی؛ از خاک تا طلا» درباره پلتفرمی صحبت کرد که به دلیل مشکلاتی در فعالیت خود جمعآوری شده بود. بازتاب اولیه این سخنان چنین بود که در این پلتفرم حدود ۲۰۰ هزار مورد خالیفروشی اتفاق افتاده است.
اما یک روز بعد، رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی، این برداشت را رد کرد و گفت عدد ۲۰۰ هزار مربوط به تعداد کاربران پلتفرم بوده، نه تعداد موارد خالیفروشی.

حالا خود سرهنگ خالقی نیز در توضیحی تازه همین موضوع را تأیید کرده و جزئیات بیشتری درباره پرونده ارائه داده است.
طبق توضیحات جدید او، طلایی که این پلتفرم به کاربران فروخته بود دارای پشتوانه بوده و به همان میزان، طلا در بانک کارگشایی نگهداری میشده است. مشکل اصلی نیز به گفته خالقی، نه فروش طلا به کاربران، بلکه به بخشی از روابط تجاری این مجموعه با فعالان بازار سنتی و تعهدات مالی آن در بخش B2B مربوط بوده است.
بنابراین یک بخش مهم از ماجرا حالا روشن شده: ۲۰۰ هزار خالیفروشی در کار نبوده؛ پلتفرم مورد اشاره حدود ۲۰۰ هزار کاربر داشته است. اما اصلاح این روایت، یک سؤال بزرگتر را پیش روی کاربران بازار طلای آنلاین قرار میدهد؛ سؤالی که شاید از نام همین پلتفرم هم مهمتر باشد:
اگر پلتفرم دیگری در آینده در مسیر مشابهی قرار بگیرد، مردم چه زمانی از افزایش ریسک آن باخبر خواهند شد؟ قبل از بحران یا بعد از آن؟
خالقی در توضیح جدید خود گفته است که صحبتهای قبلی او بهصورت ناقص در رسانهها منعکس شده است.
رضا الفتنسب نیز یک روز پس از اظهارات اولیه پلیس فتا گفته بود پلتفرم مورد اشاره حدود ۲۰۰ هزار کاربر داشته، اما تعداد شکایتهایی که اتحادیه درباره آن دریافت کرده کمتر از ۱۰۰ مورد بوده است. به گفته او، بررسیهای اتحادیه نیز نشان داده میزان طلای ذخیرهشده با میزان طلایی که در شکایتهای مطرحشده وجود داشته، همخوانی داشته است. الفتنسب همچنین تأکید کرده که هنوز حکم قضایی درباره این پرونده در اختیار اتحادیه نیست و به همین دلیل نمیتواند نام پلتفرم را اعلام کند. او گفته است این مجموعه اکنون به دلیل موضوعی خارج از فروش طلای خود در پلتفرم نیز درگیر مسائل قضایی است.
بنابراین بر اساس اطلاعاتی که تاکنون بهصورت رسمی مطرح شده، نه میتوان «۲۰۰ هزار خالیفروشی» را تأیید کرد و نه میتوان بدون حکم یا تأیید رسمی، نام یک پلتفرم مشخص را به این پرونده نسبت داد.
نتیجهی تماس تلفنی با پلیس فتا پیرامون کشف هویت پلتفرم طلا با حداقل 100 شاکی

پس از انتشار اظهارات اولیه سرهنگ خالقی، خبرنگار ایرانبروکر برای پیگیری موضوع با پلیس فتا تماس گرفت (این تماس با عنوان خبرنگار انجام نشد و خبرنگار ایرانبروکر در جایگاه یک شهروند عادی سؤال خود را مطرح کرد). در تماس تلفنی درخواست این بود که نام مجموعه موردنظر اعلام شود تا اگر همچنان امکان ورود کاربران جدید به آن وجود دارد، افراد بیشتری در معرض زیان احتمالی قرار نگیرند. با وجود طرح سؤال به شکلهای مختلف، نام پلتفرم اعلام نشد. بر اساس پاسخی که توسط کارشناس پلیس فتا در این تماس ارائه شد، اگر فردی متضرر شده است، میتواند شکایت کند و اگر هنوز قصد افتتاح حساب در یک پلتفرم را دارد و نسبت به انتخاب خود مردد است، بهتر است ابتدا درباره آن مجموعه تحقیق کند.
در ظاهر، توصیه به «تحقیق پیش از سرمایهگذاری» کاملاً منطقی است. اما مسئله دقیقاً از همینجا شروع میشود. تحقیق کنیم؛ اما از کجا؟ یک کاربر عادی برای بررسی یک پلتفرم طلا چه اطلاعاتی در اختیار دارد؟ میتواند نام شرکت را جستوجو کند، مجوزها را بررسی کند، سابقه فعالیت مجموعه را ببیند، نظرات کاربران را بخواند یا درباره مدیران آن تحقیق کند. اما بخش مهمی از ریسک یک پلتفرم مالی اساساً با جستوجوی اینترنتی قابل تشخیص نیست.
یک کاربر عادی نمیتواند بفهمد:
- آیا میزان طلای واقعی نگهداریشده توسط پلتفرم با میزان تعهد آن به کاربران همخوانی دارد؟
- آیا طی هفتهها یا ماههای اخیر تعداد شکایتهای رسمی درباره مجموعه افزایش پیدا کرده است؟
- آیا نهادهای نظارتی در بررسیهای خود با مسئلهای مواجه شدهاند؟
- آیا محدودیتی برای فعالیت مجموعه ایجاد شده است؟
- آیا پلتفرم در انجام بخشی از تعهدات خود با مشکل مواجه شده است؟
- و مهمتر از همه، آیا نشانهای وجود دارد که نشان دهد ریسک فعالیت در آن مجموعه نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است؟

این اطلاعات عمدتاً در اختیار همان نهادهایی قرار دارد که مسئول نظارت بر بازار هستند. در چنین شرایطی، توصیه به کاربر برای «تحقیق» تنها زمانی میتواند مؤثر باشد که بخشی از نتیجه همین نظارت نیز به شکلی قابل فهم در اختیار او قرار گیرد.
در حال حاضر دستکم دو پلتفرم فعال در حوزه خریدوفروش طلای آنلاین با اختلال جدی در دسترسی مواجه هستند. یکی از آنها از دسترس خارج شده و دیگری مدتی است سایت اصلی در دسترس ندارد و تنها پنل اضطراری برداشت آن فعال است. بنابراین درباره این دو مجموعه، حداقل از منظر ورود عادی کاربر جدید، شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده است. از طرف دیگر، هیچ سندی در اختیار ایرانبروکر نیست که نشان دهد این دو مجموعه همان پلتفرم مورد اشاره سرهنگ خالقی هستند و در این گزارش نیز چنین ارتباطی مطرح نمیشود. اما وجود همین وضعیت باعث میشود سؤال مهمتری مطرح شود. مسئله فقط این نیست که امروز نام یک پلتفرم خاص اعلام شود. مسئله این است که پلتفرم بعدی که ممکن است در آینده با مشکل جدی مواجه شود، چه زمانی برای کاربران قابل شناسایی خواهد بود؟ آیا اولین نشانه عمومی باید از دسترس خارجشدن سایت باشد؟ آیا باید تعداد شکایتها آنقدر افزایش پیدا کند که موضوع به یک پرونده بزرگ تبدیل شود؟ یا میتوان پیش از رسیدن به این مرحله، نشانهای رسمی از افزایش ریسک در اختیار مردم قرار داد؟ سامانه ناظر وجود دارد؛ اما کاربر چه چیزی میبیند؟ این سؤال زمانی جدیتر میشود که مسئولان خود اعلام کردهاند ابزارهای نظارتی این بازار در حال توسعه است.
محمدرضا حاجیجعفری، معاون مرکز ملی بهبود محیط کسبوکار وزارت اقتصاد، در همان همایش گفته است سامانه ناظر باید میزان تعهد پلتفرمها را با موجودی واقعی طلای آنها تطبیق دهد تا تعهد یک مجموعه از موجودی آن فراتر نرود. دهقاننیا، مشاور معاون ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، نیز اعلام کرده سامانه ناظر راهاندازی شده و تعدادی از سکوها بهصورت پایلوت به آن متصل شدهاند. مهلت اتصال سایر سکوها نیز برای شهریورماه در نظر گرفته شده است. طبق توضیحات او، اکنون چارچوب رسمی نظارت نیز مشخص شده و ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز در قالب مصوبه هیئت وزیران و مقررات مربوط، مسئولیتهایی در زمینه نظارت بر این حوزه دارد. یعنی مسئله امروز دیگر صرفاً این نیست که «هیچ نهادی مسئول طلای آنلاین نیست». اگرچه فعالان صنفی همچنان از تعدد دستگاهها و اختلاف در تقسیم مسئولیتها گلایه دارند، اما دستکم از نظر ساختار رسمی، سازوکار نظارت در حال شکلگیری است و امکان کنترل سیستمی موجودی و تعهد پلتفرمها نیز ایجاد شده است.

پس سؤال بعدی طبیعی است: نتیجه این نظارت چه زمانی به دست خود کاربر میرسد؟ نظارت پشت صحنه کافی است؟ هدف اعلامشده از راهاندازی سامانه ناظر، افزایش اعتماد مردم و حفاظت از دارایی کاربران است. اما اعتماد فقط با وجود یک سامانه در پشت صحنه ایجاد نمیشود. فرض کنیم نهاد ناظر متوجه شود تعداد شکایتهای یک پلتفرم در حال افزایش است، نسبت تعهدات آن تغییر کرده یا شاخص دیگری نشاندهنده افزایش ریسک است. آیا کاربر عادی نیز باید از تغییر وضعیت مطلع شود؟
اگر پاسخ مثبت است، از چه طریقی؟
اگر پاسخ منفی است، کاربری که پلیس از او میخواهد «تحقیق کند» چگونه باید به این اطلاعات برسد؟ این مسئله لزوماً به معنای انتشار نام یک «متخلف» پیش از صدور حکم قضایی نیست.
بین این دو گزاره فاصله زیادی وجود دارد: «این پلتفرم مجرم است.» و یا «درباره فعالیت این پلتفرم هشدار نظارتی وجود دارد و کاربران پیش از واریز وجه جدید بهتر است با احتیاط بیشتری عمل کنند.» اولی یک ادعای حقوقی است که میتواند نیازمند حکم یا مستندات قضایی باشد؛ دومی میتواند بخشی از یک سازوکار مدیریت ریسک و اطلاعرسانی عمومی باشد.
پلیس فتا خودش به انتشار عمومی نمره امنیت اشاره کرده است. جالب اینکه اصل عمومیکردن بخشی از اطلاعات نظارتی، موضوعی نیست که با نگاه نهادهای مسئول بیگانه باشد. سرهنگ خالقی در همان همایش گفته است بر اساس تصمیمی در مرکز ملی فضای مجازی، قرار است رنگ یا نمره امنیت سایتها بهصورت عمومی منتشر شود تا کاربران بتوانند متوجه شوند با چه پلتفرمی کار میکنند و وضعیت امنیت آن چگونه است. اگر کاربر باید بتواند پیش از انتخاب یک پلتفرم ریسک امنیت سایبری آن را ببیند، این سؤال قابل طرح است که آیا نمیتوان سازوکاری مشابه برای برخی دیگر از ریسکهای مهم نیز طراحی کرد؟ برای مثال بدون اعلام جرم یا صدور حکم درباره یک کسبوکار، میتوان اطلاعاتی مانند وضعیت اتصال به سامانه ناظر، آخرین وضعیت تأیید موجودی، وجود محدودیت عملیاتی یا سطح هشدار نظارتی را در قالبی استاندارد به کاربران نشان داد. اینها الزاماً پیشنهاد حقوقی یا مدل نهایی نیستند؛ اما نشان میدهند میان «سکوت کامل» و «اعلام مجرمبودن یک پلتفرم» گزینههای دیگری نیز وجود دارد.
کمتر از ۱۰۰ شکایت زیاد است یا کم؟
در پرونده مورد اشاره، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی گفته تعداد شکایتهای رسیده به اتحادیه کمتر از ۱۰۰ مورد بوده است. خود سرهنگ خالقی نیز در همان همایش اعلام کرده طی سه سال گذشته ۵۰۸ پرونده در حوزه جرایم مرتبط با طلای آنلاین تشکیل شده و این رقم را در مقایسه با ابعاد بازار، عدد بزرگی ندانسته است. اما مسئله فقط این نیست که ۱۰۰ شکایت یا ۵۰۰ پرونده از نظر آماری «زیاد» محسوب میشود یا «کم». برای سیستم هشدار زودهنگام، سؤال مهمتر روند تغییر این اعداد است. اگر یک پلتفرم ماهها هیچ شکایتی نداشته و ناگهان در مدت کوتاهی دهها شکایت درباره برداشت، تحویل یا انجام تعهدات آن ثبت شود، آیا تعداد مطلق شکایت تنها معیار مناسبی است؟ چه زمانی افزایش شکایت از یک مسئله عادی خدمات مشتریان عبور میکند و به نشانهای تبدیل میشود که کاربران جدید نیز باید از آن اطلاع داشته باشند؟ پاسخ این سؤال را نه کاربر عادی میداند و نه امکان محاسبه آن را دارد. این همان جایی است که نقش نهاد ناظر اهمیت پیدا میکند.
پای سرمایههای خرد در میان است
این موضوع زمانی حساستر میشود که بخش بزرگی از کاربران طلای آنلاین، سرمایهگذاران بزرگ نیستند. رضا الفتنسب گفته است حدود ۹۰ درصد کاربران پلتفرمهای طلا کمتر از یک گرم طلا خریداری کردهاند. یعنی برای بخش بزرگی از بازار، صحبت از سرمایههای خرد افرادی است که احتمالاً برای حفظ ارزش بخشی از پسانداز خود وارد بازار طلا شدهاند. برای چنین کاربری، دسترسی به یک هشدار رسمی پیش از واریز وجه میتواند بسیار مهمتر از توضیحاتی باشد که بعد از وقوع بحران منتشر میشود.
اصلاح «۲۰۰ هزار خالیفروشی» پایان ماجرا نیست.
توضیحات جدید سرهنگ خالقی و اظهارات رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی یک سوءبرداشت مهم را اصلاح کردهاند. ۲۰۰ هزار، تعداد کاربران پلتفرم بوده است؛ نه تعداد افرادی که به آنها طلای بدون پشتوانه فروخته شده باشد. طبق توضیحات ارائهشده، طلای فروختهشده به کاربران دارای پشتوانه بوده و مسئله اصلی مجموعه نیز به بخش دیگری از فعالیت آن مربوط میشده است. این اصلاح ضروری بود و از ایجاد نگرانی بیشتر در بازار جلوگیری میکند. اما شاید مهمترین نتیجه این پرونده، خود این اصلاحیه نباشد. این ماجرا نشان داد میان اطلاعاتی که نهادهای نظارتی در اختیار دارند و اطلاعاتی که یک شهروند برای تصمیمگیری مالی میتواند ببیند همچنان فاصله وجود دارد. وقتی از کاربر خواسته میشود پیش از انتخاب یک پلتفرم تحقیق کند، باید ابزار این تحقیق نیز وجود داشته باشد. مجوز و سابقه شرکت بخشی از این تحقیق است؛ اما همه آن نیست.
کاربر نمیتواند از پشت صفحه موبایل بفهمد موجودی واقعی طلا در خزانه چقدر است، تعهدات مجموعه چه وضعیتی دارد، روند شکایتها چگونه تغییر کرده یا نهاد ناظر درباره فعالیت آن چه اطلاعاتی در اختیار دارد. قرار نیست همه این دادهها بدون محدودیت عمومی شود. اما اگر هدف نهایی نظارت، جلوگیری از زیان مردم است، باید پرسید چه بخشی از آن میتواند پیش از وقوع بحران به هشدار قابل استفاده برای مردم تبدیل شود. چون سختترین سؤال این پرونده دیگر این نیست که پلتفرم ۲۰۰ هزار کاربری چه نام داشت.
سؤال مهمتر این است:
اگر فردا پلتفرم دیگری در مسیر بحرانیشدن قرار بگیرد، آیا مردم قبل از متضررشدن متوجه افزایش ریسک خواهند شد یا باز هم اولین هشدار جدی زمانی خواهد رسید که شکایتها زیاد شده، دسترسیها محدود شده و کار از کار گذشته است؟
شاید معیار واقعی موفقیت سامانه ناظر نیز همین باشد؛ نه فقط اینکه تخلف یا عدم تطابق را شناسایی کند، بلکه اینکه نتیجه این نظارت بهموقع به تصمیم بهتر کاربران کمک کند.
خبرنگار ایران بروکر در همایش «زرآتی؛ از خاک تا طلا» حضور نداشته و اطلاعات مطرحشده در این گزارش بر اساس اظهارات منتشرشده از گزارشهای منتشرشده توسط خبرگزاریهای رسمی تهیه شده است. برای بررسی جزئیات بیشتر هر بخش از اظهارات، مخاطبان میتوانند به لینک منابع اصلی خبر که در متن گزارش قرار داده شده است مراجعه کنند.
ایران بروکر در این گزارش، هیچ پلتفرمی را بهعنوان مجموعه مورد اشاره در اظهارات مسئولان معرفی یا تأیید نمیکند و ارتباط دادن موضوعات مطرحشده در این خبر به یک پلتفرم مشخص، بدون اعلام رسمی از سوی مراجع مسئول، مورد تأیید ایران بروکر نیست.
کاربران برای بررسی وضعیت، مجوزها، عملکرد و سابقه پلتفرمهای فعال در حوزه طلای آنلاین میتوانند به صفحه نقد و بررسی پلتفرمهای طلا در ایران بروکر مراجعه کنند و اطلاعات مربوط به هر مجموعه را بهصورت مستقل بررسی کنند.

نظرات کاربران